bahserooz
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ bahserooz
آرشیو وبلاگ
      بحث روز (مباحث مدیریتی - انگیزش کارکنان -کارمند محوری وانسان محوری در سازمان -مشاوره کسب وکار - خانواده موفق وفرزندان موفق)
مشارکت نویسنده: bahserooz - چهارشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩٢

مشارکت شاید تنها رایج ترین موضوع در بررسی و باز کاوی رفتار سازمانی در اداره عمومی است. مدیریت مشارکت جو در کانون تاخت و خرده گیری هواداران رفتارانسانی بر روش‌های کهن در رفتار سازمانی، به ویژه بر مدیریت علمی، جایداشت. در جنبش دهه 1960 و دهه 1970 و امور اداری عمومی نو، مشارکت جایی نمایان داشت، و بخش عمده کوشش در بالندگی سازمان را هم اکنون در اختیاردارد. مشارکت یک مفهوم بنیادی در بررسی انگیزش و نیز موضوعی بنیادی دربررسی تصمیم گیری است، زیرا در گسترده فراگرد انتخاب و گزینش جایگاهی ویژهدارد. با این همه به رغم بسیاری از گواهه‌های حاکی از اهمیت مشارکت درمدیریت عمومی، بسیاری از سازمانهای دولتی همچنان ساختار رده بندی شده راحفظ کرده، از راه فرادگردهای غیر مشارکتی، و به نسبت متمرکز، به کارمی‌پردازند. مدیریت مشارکت جو دشواریهای یگانه‌ای بر امور اداری دولتی پدیدمی‌آورد. از یک سو انبوه در خور توجهی از گواهه‌هایی که بر پایه نوشته‌هایرفتار در دست است، اشاره بر آن دارند که شکلهای مدیریت و کارگردانی مشارکتجو در بسیاری از زمینه‌هایی که دولت در آنها به کار می‌پردازد، کارآمدی واثر بخشی بیشتر دارد. افزوده بر آن، یک سنت ریشه دار و دور و دراز وجوددارد که دولت در پدیده‌های تازه مدیریت از بخش بازرگانی پیش و برتری داشته،بخشی که هم اکنون به گونه‌ای فزاینده با نیک سازیهای مشارکت جویانه همراهاست. از سوی دیگر نیروهای سهمگینی که ویژه بخش دولتی هستند به بستن راه گسترش مدیریت مشارکت جوگرایش دارند.

 

  نظرات ()
مبانی مشارکت در اسلام -مدیریت مشارکتی در اسلام نویسنده: bahserooz - یکشنبه ۱٩ آبان ۱۳٩٢

(کنتم خیر أمّ‏ْ أخرجت للناس تأمرون بالمعروف وتنهون عن المنکر و
تؤمنون بالله).

«شما بهترین امت هستید که به نفع
بشریت به وجود آمده‏است، چون امر به معروف و نهی از منکر می‏کنید و به خداایمان
دارید.»

اسلام موضوع امر به معروف و نهی از
منکر را به اشیای معیّن; مثل‏عبادات، معاملات، اخلاقیات و محیط خانوادگی محدود
نکرده بلکه کلمه عام آورده است.معروف، یعنی کار خیر، کار نیک. نقطه مقابلش هر کار
زشت و پلیدی که هست، منکر است.امر یعنی فرمان، نهی یعنی بازداشتن، جلوگیری
کردن.[17]



گرچه عنصر امر به معروف و نهی از منکر، شرایط و مراحلی دارد، اما نه در موضوعاتی
که‏مصادیق معروف و منکرند، محدودیت دارد و نه محدود و مشروط به افراد خاص
می‏باشدکه افراد دیگری از آن معاف باشند (البته در همه جوامع به صورت عقلایی
افرادی از دخالت‏در هر امری معاف‏اند; مثلاً دیوانه و...) برحسب این مبنا و این
اصل، مردم نه تنها حق‏مشارکت، بلکه وظیفه و تکلیف دارند که در مسائل اجتماعی در
همه سطوح و در همه مسائل‏مشارکت کنند.

6. مسؤولیت متقابل دولت و مردم‏

در طول تاریخ بشریت فرض بر این بود که
مردم در خدمت دولت وظایفی دارند و درقرون اخیر بحث از حقوق مردم، موضوعیت یافته
است. در اسلام این دو، حقوق متقابل‏دارند، با سنگین‏تر بودن کفه حقوق
مردم.   

 

 

در این مکتب:

«امام و حکمران، امین و پاسبان حقوق
مردم و مسؤول در برابر آنها است. از این‏دو (حکمران و مردم) اگر بنا است یکی برای
دیگری باشد، این حکمران است که‏برای توده محکوم است، نه توده محکوم برای
حکمران.»[18]

حضرت علی‏(ع) به مالک می‏فرمایند:

«و لا تقولنَّ اًّنی مؤمرٌ آمر فأطاع
فاًّن ذلک اًّدغال فی القلب و منهکْ‏ٌ للدین و تقرب‏من‏الغیر».[19]



«مگو من اکنون برآنان مسلطم، از من فرمان دادن است و از آنها اطاعت کردن، که‏این
عین راه یافتن تباهی در دل و ضعف در دین و نزدیک به سلب نعمت است.»

در جای دیگر، حضرت در حال اشاره به
کفش وصله‏دار و بی‏ارزشی، فرمودند:

«واللهِ لهی اَحَبُ اًِّلیَّ من
اِمرتِکم اًِّلا ان اُقیم حقاً اوادفع‏باطلاً».[20]

«قسم به خدا که این لنگه کفش بی‏ارزش
از حکومت کردن‏بر شما (در زمانی که زمامدار جامعه اسلامی بودند) نزدمن محبوبتر
است، مگر آن که با حکومت، اقامه حقی ودفع باطلی کنم.»

از مختصر مطالب فوق برداشت می‏شود که
کفه دولت و حکومت‏در مقابل کفه مردم و جامعه سبکتر است و از میان این دو، دولت
بایدخدمتگزار جامعه باشد و حکومت:

«وسیله‏ای بیش نیست و برای مردان خدا
اگر این وسیله به‏کار خیر و تحقق هدفهای عالی نیاید، هیچ ارزشی ندارد.»[21]

و لذا از نگاه امام خمینی‏(قدس سره):

«هر فردی از افراد ملت، حق دارد که
مستقیماً در برابرسایرین، زمامدار مسلمین را استیضاح کند.»[22]

و به اصطلاح حکومت امری اعتباری
است.[23] با این مبنا راه برای‏مشارکت جدیدتر مردم در تمامی امور مربوط به خود و
سرنوشتشان‏باز می‏شود. در این صورت است که مشارکت نه تنها حق، بلکه‏تکلیف می‏شود;

 

یعنی نه اینکه دیگران برای افراد
تعیین تکلیف‏کنند،بلکه از نگاه دینی، فرد در مقابل خودش، خدایش، جامعه‏اش‏و...
موظف است که نسبت به سرنوشت خود حساس باشد، در صحنه‏باشد، فعال باشد، از اعوجاج
حکومتی جلوگیری کند. در صحنه‏ها حضور داشته باشد و ازحقوق خودش به عنوان یک وظیفه
دفاع کند.

و نه تنها بد نیست که مشارکت باشد،
بلکه یک مسأله حتمی و ضروری می‏شود و بالاتراین که مشارکت نه تنها یک ضرورت سیاسی،
اجتماعی و اقتصادی است، بلکه یک‏«ارزش»است.

نهایت این که، مشارکت در اصل ندای
فطرت است و با توجه به مبانی مطروحه، برای‏فعلیت، نیاز به برنامه‏ریزی در
زمینه‏های متعدّد دارد.

آنچه در جامعه اسلامی دارای اهمیت
می‏باشد، این است که ریشه‏های مفاهیم ومصادیقی که در جامعه باید متحقق شود، بتوان
در متون دینی یافت. بحث مختصر فوق دررابطه با مبانی مشارکت، متکفل اثبات و تبیین
همین وظیفه بوده است.

      

مهم‌ترین مبانی دینی مشارکت عبارتند
از: نفی سلطه، خلافت عامه انسان، نیاز طبیعی،شورا، امربه‏معروف و نهی از منکر،
مسؤولیت متقابل دولت و مردم.

 

1.  نفی سلطه‏

این اصل را می‏توان از حدیث نبوی
استخراج نمود:

«الناس مسلطون علی أموالهم».[1]

«همانا مردم بر اموالشان مسلطاند.»

از مفاد سلبی حدیث، مفهوم اولویتی استنتاج
می‏شود، که اگردیگران در مال انسان حق تصرف نداشته باشند، به طریق اولی در
جان‏و... حق سلطه ندارند. در حالی که هر نظام حکومتی ملازم با سلطه‏هایی بر جان و
مال افراد است. اینجا سه راه برای جمع میان‏سلطه فردی و سلطه دولت در پیش‏رو است:
اول آن که گفته شود مبنا اصل نفی سلطه است، که در این صورت، از حکومت جز
اسمی‏نمی‏ماند و مفاسدش به جامعه بر می‏گردد.

 

 

دوم آنکه گفته شود، اصل نفی سلطه فردی
را کنار گذارده و به ‏مقتضیات حکومت تن در داده شود، که به معنای نفی مشارکت‏
سیاسی و مردمی است.

راه سومی که جمع هر دو می‏باشد. این
است که حکومت از طریق‏مردم و با انتخاب مردم برگزیده شود. در نتیجه هم حکومت ‏از
اختیارات لازم بهره‏مند است و هم با سلطه مردم معارض‏نخواهدبود، چون مردم با
مشارکت مختارانه خود از سلطه فردی‏کوتاه آمده‏اند.[2]

اگر اشکال شود که تسلط بر اموال، دلیل
تسلط بر نفوس نیست،پاسخ آن است که چگونه اسلامی که افراد را بر مسائل کم اهمیتی
چون‏مال مسلط می‏داند و به همین دلیل سلطه دیگران بر آن را نفی می‏کند،بر موضوع
بسیار مهم و غیرقابل قیاس با مال، که درونی‏تر،حضوری‏تر، شخصی‏تر و مهم‌تر است،
مسلط ندانسته و دیگران حق‏دخل و تصرف بر آن را بدون اذن او داشته باشند؟! مگر آن
که بپذیریم‏که در فرهنگ دینی، مردم بر جان‏هایشان امیرند و این امتیازخود را
بااختیار و اراده، در قالب مشارکت سیاسی و از مسیر انتخابات به‏دیگران
وامی‏گذارند.



2. خلافت عامه انسان‏

این اصل بر اساس آیه 30 سوره بقره
مبتنی است که می‏فرماید:(انی جاعل فی الارض خلیفْ)

در مصداق خلیفْ الله بودن، بیشتر
مفسران هم نظر هستند که مقام خلیفْ اللهی مخصوص‏حضرت آدم‏(ع) نبوده، بلکه مربوط به
نوع انسان است.[3]

«خداوند، پروردگار همه زمین و همه
خیرات آن است... بدین ترتیب خلیفْ الله‏در زمین، یعنی جانشین خدا در همه این امور
است. از این‏رو، خلافت انسان درقرآن، در حقیقت شالوده حکومت انسان بر هستی است و
حکومت میان مردم،همه از ریشه همان خلافت سرچشمه می‏گیرد... حکومت انسان بر خود هم،
براین پایه درست می‏شود; چنان‏که حکومت مردم بر مردم، یعنی «حق حاکمیت‏ملی» نیز به
عنوان خلیفْ الله بودن انسان‏هامی تواند مشروع و قانونی باشد.»[4]

در تفسیر شهید صدر، از این مبنا، به
جهت این که مسؤولیت بدون آزادی معنا ندارد وهمین آزادی ممکن است باعث انحراف مسیر
او شود، خط گواهی انبیا برای هدایت و توجیه‏بشر به مسیر خلافت الهی لازم می‏شود.

 

این گواهان در طول تاریخ بشری سه
گروه‏اند: اول:پیامبران، دوم: امامان، سوم: مرجعیت دینی. فرق اساسی دو گروه اول با
گروه سوم در«عصمت» است.[5]

همچنین ایشان معتقدند که خلافت مطرح
شده در آیه مورد بحث، در عصر غیبت به‏مردم بازگردانده شده و طبق دو قاعده «شوری» و
«حق حاکمیت» اعمال خواهد شد.[6]با تفسیری که از «خلافت عامه انسان» شد، مشارکت
مردمی و سیاسی در عالی‏ترین‏سطوح در عصر غیبت، تحقق یافته و حق حاکمیت ملی مشروعیت
پیدا نموده و این خلافت‏الهی طبق دو قاعده «شوری» و «حق حاکمیت» اعمال می‏شود.



3. نیاز طبیعی‏

سومین مبنای مشارکت مردمی، نیاز طبیعی
است. انسان‏ها میل دارند که حضوری فعال‏نسبت به مسائل مربوط به سرنوشت خود در صحنه
سیاسی داشته باشند. اگر اولیای مذهب باآن مخالفت کنند، کاهش نفوذ آن مذهب مسلّم
خواهد بود.[7]

این مطلب به قدری اهمیت دارد که
دموکراسی در غرب، که مبتنی بر «سکولاریسم» است‏را می‏توان اقدام تفریطی در مقابل
اعمال افراطی روحانیون مسیحی در مقابله با نیازهای‏طبیعی بشری شمرد. در این رابطه
شهید مطهری می‏نویسد:

«از نظر روانشناسی مذهبی، یکی از
موجبات عقب‏گردِ مذهب، این است که‏اولیای مذهب، میان مذهب و نیاز طبیعی تضاد
برقرار کنند. مخصوصاً هنگامی که‏آن نیاز در سطح افکار عمومی ظاهر شود. درست در
مرحله‏ای که استبدادها واختناق‏ها در اروپا به اوج خود رسیده بود و مردم تشنه این
اندیشه بودند که حق‏حاکمیت از آن مردم ا ست. کلیسا یا طرفداران کلیسا و یا با اتکا
به افکار کلیسا، این‏فکر عرضه شد که مردم در زمینه حکومت، فقط تکلیف و وظیفه دارند
نه حق.همین کافی بود که تشنگان آزادی و دموکراسی و حکومت را برضدّ کلیسا،
بلکه‏برضد دین و خدا به طور کلّی برانگیزد.»[8]

پس، نیاز طبیعی به مشارکت و تعیین
سرنوشت خود، در صورت ارضا نشدن‏وعکس‏العمل غلط در برابر آن، به نفی دین منجر
می‏شود.

از این جهت اسلام به عنوان دینی کامل
و مبتنی بر فطرت، این نیاز طبیعی مردم رابی‏پاسخ‏نمی‏گذارد



4. شوری‏

اگر شوری در اسلام مشروعیت داشته
باشد، پذیرش مشارکت افراد صاحبنظرومتخصص در امور مختلف است (البته مراد عصر غیبت و
همچنین قانون غیرمنصوص‏[9]است).

مهمترین سند قرآنی درباب شوری، آیه (و
شاورهم فی الأمر)[10] و آیه (و أمرهم شوری‏بینهم)[11] می‏باشد. در آیه 159 سوره آل
عمران ضمیر «هُم» می‏رساند که امر مشورت با همه‏مردم است (خطاب به پیامبر(ص)).

«اما تخصیص آن به خصوص عقلای ارباب
حلّ و عقد، از روی مناسبت حکمیّه و قرینه‏مقامیه خواهد بود.»[12]

یعنی شرکت دادن عموم مردم در شور و
مشورت، اولاً: با ماهیت شوری که معمولاً درباب مسائل مهم است، نمی‏سازد; ثانیاً:
با هدف و غایت شوری که به دست آوردن بهترین‏عقیده است در تناقض است.[13]



درباره ارتباط شوری با ولایت فقیه (مشارکت در بالاترین سطح)
علامه‏طباطبایی‏می‏نویسند:

«احکامی که از مقام ولایت صادر
می‏شود، از راه شوری و با رعایت صلاح اسلام‏و مسلمین صادر خواهد شد (و شاورهم فی
الأمر) و پرروشن است که این‏سیرت، مقدمه سیرت و روشی است که در هیچ جامعه‏ای از
جوامع به خلاف‏مصلحت آن جامعه تمام نمی‏شود و از این روی به هیچ وجه قابل تغییر
نیست و ازاحکام ثانویه فطرت است، که اسلام آن را امضا می‏کند.»[14]

در همین رابطه (مشارکت مردم در
حوزه‏های مربوط به ولیّ فقیه) نظریات جدی‏تری نیزوجود دارد که مثلاً معتقدند:

«ولایت فقیه حکومت فردی نیست، بلکه بر
پایه شوری استوار است و اگر ولی‏فقیه برخلاف اصل شوری، رأی شخصی خود را درموضوعات،
برمردم تحمیل کند، از تعهد خود خلاف‏کرده و از ولایت عزل‏می‏شود.»[15]

اگر مشارکت مردم در حوزه مسائل مربوط
به ولایت فقیه پذیرفته‏شود، خودبه‏خود در حوزه‏های دیگر و سطوح پایین‏تر
جامعه‏اسلامی پذیرفته شده است.

 

 

بحث در باب شوری در اسلام و ارتباط دو
آیه مذکور، ازبحث‏های جدّی و محل اختلاف صاحبنظران اسلامی است. در اینجامتناسب با
حجم پژوهش حاضر به همین مقدار بسنده شده وبحث‏های تفصیلی را باید در منابع مربوط
جست.[16]



5. امر به معروف و نهی از منکر

این مبنا، براساس آیات متعدد و روایات
اخذ شده است; مثلاً آیه‏110 سوره آل عمران:

(کنتم خیر أمّ‏ْ أخرجت للناس تأمرون بالمعروف وتنهون عن المنکر و
تؤمنون بالله).

«شما بهترین امت هستید که به نفع
بشریت به وجود آمده‏است، چون امر به معروف و نهی از منکر می‏کنید و به خداایمان
دارید.»

اسلام موضوع امر به معروف و نهی از
منکر را به اشیای معیّن; مثل‏عبادات، معاملات، اخلاقیات و محیط خانوادگی محدود
نکرده بلکه کلمه عام آورده است.معروف، یعنی کار خیر، کار نیک. نقطه مقابلش هر کار
زشت و پلیدی که هست، منکر است.امر یعنی فرمان، نهی یعنی بازداشتن، جلوگیری
کردن.[17]



گرچه عنصر امر به معروف و نهی از منکر، شرایط و مراحلی دارد، اما نه در موضوعاتی
که‏مصادیق معروف و منکرند، محدودیت دارد و نه محدود و مشروط به افراد خاص
می‏باشدکه افراد دیگری از آن معاف باشند (البته در همه جوامع به صورت عقلایی
افرادی از دخالت‏در هر امری معاف‏اند; مثلاً دیوانه و...) برحسب این مبنا و این
اصل، مردم نه تنها حق‏مشارکت، بلکه وظیفه و تکلیف دارند که در مسائل اجتماعی در
همه سطوح و در همه مسائل‏مشارکت کنند.

6. مسؤولیت متقابل دولت و مردم‏

در طول تاریخ بشریت فرض بر این بود که
مردم در خدمت دولت وظایفی دارند و درقرون اخیر بحث از حقوق مردم، موضوعیت یافته
است. در اسلام این دو، حقوق متقابل‏دارند، با سنگین‏تر بودن کفه حقوق
مردم.   

 

 

در این مکتب:

«امام و حکمران، امین و پاسبان حقوق
مردم و مسؤول در برابر آنها است. از این‏دو (حکمران و مردم) اگر بنا است یکی برای
دیگری باشد، این حکمران است که‏برای توده محکوم است، نه توده محکوم برای
حکمران.»[18]

حضرت علی‏(ع) به مالک می‏فرمایند:

«و لا تقولنَّ اًّنی مؤمرٌ آمر فأطاع
فاًّن ذلک اًّدغال فی القلب و منهکْ‏ٌ للدین و تقرب‏من‏الغیر».[19]



«مگو من اکنون برآنان مسلطم، از من فرمان دادن است و از آنها اطاعت کردن، که‏این
عین راه یافتن تباهی در دل و ضعف در دین و نزدیک به سلب نعمت است.»

در جای دیگر، حضرت در حال اشاره به
کفش وصله‏دار و بی‏ارزشی، فرمودند:

«واللهِ لهی اَحَبُ اًِّلیَّ من
اِمرتِکم اًِّلا ان اُقیم حقاً اوادفع‏باطلاً».[20]

«قسم به خدا که این لنگه کفش بی‏ارزش
از حکومت کردن‏بر شما (در زمانی که زمامدار جامعه اسلامی بودند) نزدمن محبوبتر
است، مگر آن که با حکومت، اقامه حقی ودفع باطلی کنم.»

از مختصر مطالب فوق برداشت می‏شود که
کفه دولت و حکومت‏در مقابل کفه مردم و جامعه سبکتر است و از میان این دو، دولت
بایدخدمتگزار جامعه باشد و حکومت:

«وسیله‏ای بیش نیست و برای مردان خدا
اگر این وسیله به‏کار خیر و تحقق هدفهای عالی نیاید، هیچ ارزشی ندارد.»[21]

و لذا از نگاه امام خمینی‏(قدس سره):

«هر فردی از افراد ملت، حق دارد که
مستقیماً در برابرسایرین، زمامدار مسلمین را استیضاح کند.»[22]

و به اصطلاح حکومت امری اعتباری
است.[23] با این مبنا راه برای‏مشارکت جدیدتر مردم در تمامی امور مربوط به خود و
سرنوشتشان‏باز می‏شود. در این صورت است که مشارکت نه تنها حق، بلکه‏تکلیف می‏شود;

 

یعنی نه اینکه دیگران برای افراد
تعیین تکلیف‏کنند،بلکه از نگاه دینی، فرد در مقابل خودش، خدایش، جامعه‏اش‏و...
موظف است که نسبت به سرنوشت خود حساس باشد، در صحنه‏باشد، فعال باشد، از اعوجاج
حکومتی جلوگیری کند. در صحنه‏ها حضور داشته باشد و ازحقوق خودش به عنوان یک وظیفه
دفاع کند.

و نه تنها بد نیست که مشارکت باشد،
بلکه یک مسأله حتمی و ضروری می‏شود و بالاتراین که مشارکت نه تنها یک ضرورت سیاسی،
اجتماعی و اقتصادی است، بلکه یک‏«ارزش»است.

نهایت این که، مشارکت در اصل ندای
فطرت است و با توجه به مبانی مطروحه، برای‏فعلیت، نیاز به برنامه‏ریزی در
زمینه‏های متعدّد دارد.

آنچه در جامعه اسلامی دارای اهمیت
می‏باشد، این است که ریشه‏های مفاهیم ومصادیقی که در جامعه باید متحقق شود، بتوان
در متون دینی یافت. بحث مختصر فوق دررابطه با مبانی مشارکت، متکفل اثبات و تبیین
همین وظیفه بوده است.

 

  نظرات ()
اقتصاد وفرهنگ در محله نویسنده: bahserooz - چهارشنبه ۱٥ آذر ۱۳٩۱

 

اقتصاد وفرهنگ در محله

ویژه اعضای محترم هیات امناء ومدیران

محلات شهر تهران

مدرس :   نورالدین رمضانی

آذر ماه 1391

n.ramezani@ymail.com

((قابل توجه دانشجویان عزیز  همچنانکه در کلاس عرض کردم جزوه هنوز کامل نسیت )

فهرست درس :

1-مفهوم محله

2-روند شکل محله در شهرهای اسلامی

3-هویت فرهنگی وتعلق اجتماعی

4-محله وتعلق اجتماعی وفرهنگی

5-سلسله مراتب جغرافیای تعلق

6-مشخصه های محله

7-مهمترین عوامل تشکیل دهنده ی محله

8-امکانات ومنابع محله

9-خرده فرهنگ

10-تعریف فرهنگ وخصوصیات اساسی فرهنگ

11-اقتصاد ،فرهنگ وهمبستگی محله ای  

12-فرهنگ ،اقتصاد , دین ،محله

13-بهره گیری از فرهنگ ،اقتصاد ،دین در رونق بخشی به محله

14-کارآفرینی در محله

15-نمونه محله وشهر موفق

16- محله ،مدیریت محله و... نتیجه گیری

n.ramezani@ymail.com

 

¢    مقدمه

¢    از گذشته های دور محله های شهرها در شکل دهی و سازماندهی امور شهری جایگاه ویژه داشته­اند. اهالی محله در گذشته جهت مدیریت، آبادانی(تعیین میراب)، پاکسازی و ایجاد امنیت (نگهبان محله) مشارکت می‌کردند و در تمام مسایل مربوط به محله، نقش شهروندان حایز اهمیت بود.

¢    با تحولات سریع دوران معاصر و ورود به مرحله گذار، تغییر زیربناهای معیشتی و روابط اجتماعی، این فعالیت‌ها را در هم ریخت و به مرور این نقش از مردم برداشته شد. ساکنان محلات از هویت خاص محله خود تهی شدند. در چنین وضعیتی شهروندان خود را منفعل و جدا از محله و شهر احساس می­کردند و مسایل شهر در غیبت شهروندان اداره می­شد. روند  تفکیک شهروندان از بدنه مدیریت شهری و دور شدن آنها از کانونهای تصمیم­گیری در مورد مسایل شهر ادامه یافت تا زنگ هشدار به منظور افزایش مشارکت شهروندان در مسایل مربوط به کلانشهرهای بزرگ دنیا از جمله، کلانشهر تهران به صدا درآمد. n.ramezani@ymail.com

¢    در حال حاضر، مدیران شهری و شهرداری‌‌ها با شرایط متغیر و پیچیده‌ای رو به رو هستند که از یک سو با افزایش انتظارات مردم برای داشتن شهری آباد و سالم همراه با وضعیت خدمات شهری مطلوب و از سوی دیگر با ایده شهر شهروند مدار مواجه­اند. از همین روی مباحث مربوط به توسعه پایدار شهری با تکیه بر مشارکت مردمی به یک مبحث کاملاً جدی در عرصه مدیریت شهری تبدیل شده است.

¢    n.ramezani@ymail.comرشد فزاینده ابعاد شهرنشینی و شکل­گیری مقیاس­های جدیدی از شهرها در طی چند دهه اخیر موجب شده است که شهر و شهرنشینی با چالش­های نوینی مواجه گردد. به دلیل گستردگی ابعاد و تغییر در ماهیت مسائل شهری و پیچیدگی آنها، نگاهی کل نگر و توجه به ابعاد و جنبه­های مختلف مسائل شهری به منظور نیل به توسعه پایدار، امری اجتناب­ناپذیر می­نماید. در این میان توجه و تاکید بر برنامه­ریزی و مدیریت شهرها، بیش از هر زمان دیگری به سطوح پایین­تر و ابعاد ملموس زندگی شهری معطوف شده است (1993،Friedman). پژوهش­ها و مطالعات زیادی در یکی دو دهه اخیر صورت گرفته است که هر یک به نوعی سیاست­گذاری، برنامه­ریزی و مدیریت شهری را از خردترین واحد شهر؛ یعنی محله، مورد مطالعه قرار داده است.

¢    n.ramezani@ymail.com

¢    تحولات ساختاری و بروز مسائل و مشکلات اقتصادی، اجتماعی و کالبدی مانند رشد سریع شهرنشینی، مهاجرت­های روستایی لجام گسیخته به کلانشهرها و کاهش تجانس فرهنگی باعث شده است که تعاملات اجتماعی مردم در سطح محله به حداقل برسد و این خود آغاز بحران عدم وفاق و همبستگی اجتماعی است.

¢     در میان انبوه مهاجرانی که به حاشیه شهرهای بزرگ هجوم آورده اند، محله در مقام خاستگاه و بنیان شکل­دهنده هویت ساکنین، قدرت تعیین کننده خود را از دست داده است.

¢               امروزه بستر اجتماعی محلات (خصوصاً محلات فرودست شهری) از نظر سرمایه و دارایی های نشأت گرفته از شبکه روابط ساکنین و نحوه تعامل آنها با همدیگر بسیار ضعیف و فقیر است و افراد، بیشتر از آنکه شهروند باشند باید آنها را مردم خطاب کرد؛ مردمی که به دلیل لمس تاریخ طولانی استبداد و رعیت­بودگی، مقوله­هایی از قبیل شهروند بودن، مسوول بودن، تکلیف داشتن و حقوق داشتن و تصمیم گیری را تجربه نکرده­ و با این مفاهیم نزیسته اند. علاوه بر تاثیراتی که تاریخ مذکور بر جای گذاشته است، نبود و یا کم بودن زمینه­های مشارکت شهروندان در اداره امور شهر، آنان را به افرادی منزوی تبدیل کرده است و در عوض شکل دادن به اجتماع شهروندان بیشتر به انبوهه ها و توده­هایی می مانند که همیشه چشم انتظار انجام کار از سوی فرا دستان هستند. چنین بحرانی باعث شده است که مدیریت شهری نیز در مقام متولی سامان دادن به مسائل شهری، با مردمی منفعل روبرو باشد که با عدم مشارکت در فرآیندهای مدیریتی، هزینه­های کلانی را به پروژه­­های مختلف تحمیل کنند

¢    n.ramezani@ymail.com

¢    مفهوم محله :

¢    در ساده ترین تعریف محله- به عنوان کوچک ترین واحد تقسیمات شهری- «از خانه های مجاور هم در یک فضای جغرافیایی خاص تشکیل می شود» ( باقری، 1388: 60).

¢    با نگاهی به زندگی شهری در ایران نیز نشان می دهد شیوه زیست شهری در گذشته مبتنی بر هویت محله ای بوده است. بر خلاف شهرهای اروپایی که احساس تعلق به جامعه شهری فراتر از مرزهای محله ای داشته اند؛ در شهرهای شرقی و ایرانی عامل همبستگی اجتماعی میان افراد محله های متعددی بودند که در شهرها وجود داشتند. هویت این شهرها بر پایه قومیت، مذهب و نوع اشتغال قرار داشت و به سبب اتکا بر همبستگی درونی شدید مانع تشکیل ائتلافهای اجتماعی فراتر از مرزهای محله می شدند در حالی که جدایی گزینی محلات در شهرهای بزرگ به طور عمده براساس خصیصه های قومی و مذهبی صورت می گرفته و لذا از تنوع بیشتری برخوردار بود، در شهرهای کوچک تر، تجانس فرهنگی، اساس تقسیم بندی محلات، تفاوت در حرفه و شغل یا مبداء و خاستگاه بود   n.ramezani@ymail.com

¢    روند شکل گیری محله در شهرهای اسلامی : 

¢    شکل گیری اولیه محله براساس تقسیم بندی های نژادی ،قومی ودینی یا خویشاوندی بوده است .در اغلب موارد همین امر برای نامگذاری محله مورد استفاده قرار می گرفت .

¢    هرمحله دارای گروهی از فضاها بود که به نوعی استقلال نسبت به محله دیگر داشت این فضا ها عمدتا شامل همه فضاهای اصلی شهر در مقیاس محله می شدند.بازار اصلی ،مسجد،حمام ،مدرسه ،آب انبار

¢    محله در ساخت خود تاثیر پذیری از عوامل محیطی ،اقتصادی ،فرهنگی وسیاسی را نشان می داد.

¢    محله ها عموما دارای یک ساختار سیاسی – مدیریتی  بودند که در یک مجموعه ساختاری بزرگتر قرار می گرفت .

¢    n.ramezani@ymail.com

¢    هویت فرهنگی و تعلق اجتماعی :

¢    هویت فرهنگی واجتماعی در تداوم حیات اجتماعی انسان نقش مهمی را در انجام وظایف ومسئولیتها اجتماعی وشهروندی ایفاء می کند.احساس تعلق اجتماعی مبنای احساس مسئولیت وبه دنبال آن مشارکت در توسعه،محله ای ؛ شهری ومنطقه ایست .

¢    محله وتعلق اجتماعی وفرهنگی :

¢    محله های شهری یکی از کانون های خرد وملموس شکل گیری هویت های فرهنگی وتعلق اجتماعی است .ارزش ها وهنجارهای  محله ایی نخستین برخورد افراد با هویت فرهنگی را شکل می دهد در محله عمده زمان ساکنان محله در کوچه وخیابان می گذرد وبرای ساکنان محیط محله بیش از فضای خانه رضایت بخش است .هر اندازه سهولت دسترسی به تجهیزات محله ایی امکان پذیر باشد به همان میزان احساس دلبستگی بشتر است . n.ramezani@ymail.com

¢    هویت فرهنگی و تعلق اجتماعی :

¢    هویت فرهنگی واجتماعی در تداوم حیات اجتماعی انسان نقش مهمی را در انجام وظایف ومسئولیتها اجتماعی وشهروندی ایفاء می کند.احساس تعلق اجتماعی مبنای احساس مسئولیت وبه دنبال آن مشارکت در توسعه،محله ای ؛ شهری ومنطقه ایست .

¢    محله وتعلق اجتماعی وفرهنگی :

¢    محله های شهری یکی از کانون های خرد وملموس شکل گیری هویت های فرهنگی وتعلق اجتماعی است .ارزش ها وهنجارهای  محله ایی نخستین برخورد افراد با هویت فرهنگی را شکل می دهد در محله عمده زمان ساکنان محله در کوچه وخیابان می گذرد وبرای ساکنان محیط محله بیش از فضای خانه رضایت بخش است .هر اندازه سهولت دسترسی به تجهیزات محله ایی امکان پذیر باشد به همان میزان احساس دلبستگی بشتر است . n.ramezani@ymail.com

¢    بسیاری از فلاسفه اجتماعی (از ارسطو تا جان دیویی) مشارکت مردمی را در مقام منبعی از انرژی خلاق برای دفاع در مقابل خودکامگی و ابزاری برای صورت قانونی بخشیدن به خرد جمعی، مورد تحلیل و ستایش قرار داده­اند. به اعتقاد آنها مشارکت با درگیر ساختن تعداد زیادی از مردم در اداره امور جامعه، ثبات و نظم را افزایش می­دهد و با در اختیار گذاشتن فرصت اظهار عقیده به هر شهروند، مصلحت اکثریت تأمین خواهد شد. لیکن با وجود بسیاری از شیوه­های مشارکت مردم در جامعه، چنین فرآیندی در شهرهای ایران به درستی شکل نگرفته است. با آنکه در ایران پیشینه فعالیت­های دسته جمعی و گروهی برای حل مسائل و مشکلات اجتماعی به گذشته­های دور باز می­گردد، اما اجتماعات محله­ای رشد چشمگیری نداشته و نقش مؤثری در افزایش مشارکت شهروندان در تصمیم­گیری­های مربوط به مسائل شهری ندارند. در شهرهای ایران، مشارکت همگانی و تعیین کنندگی حوزه عمومی فاقد نقشی تأثیرگذار در روند تحولات شهری و نظام کنترل و هدایت توسعه شهری بوده است (اقتباس از برک­پور،1382: 74

¢    n.ramezani@ymail.com

¢    بهره­گیری از مشارکت مردمی و اجتماع محور بجای مدیریت فن­سالارانه و آمرانه شهری از جمله ضروری­ترین تغییرات چند دهه اخیر است که می­بایست در سیستم مدیریت شهری جامعه ایران نیز شاهد آن باشیم؛ سیستمی که پایه­های آن در محلات مختلف شهر است نه صرفاً در دفاتر مدیران و کارشناسان کاری که شهرداری تهران مبدع آن در ایران اسلامی است .  واگذاری امور محله به نخبگان محله که همان شورایاران واعضای هیات امنای محله است .

¢    سلسله مراتب جغرافیای تعهد:

¢    نخستین نهاد وکانون فرهنگ ساز در جامعه خانواده می باشد .پس از آن محله ،شهر ودرپی آن استان ،کشور ودرنهایت قاره وجهان .انسانها خواه وناخواه به این مرزها ورده ها وابسته وپایبند می باشند .این پای بندی وقتی نمایان تر می شود که هریک از این عرصه  ها مورد تعدی وتازش قرار گیرد.برپایه این نظریه انسان به خانواده وسپس محله وبعد به شهر ،کشورو.....بیشترین وابستگی را دارند .این وابستگی به محله از گذشته های دور بسیار عمیق تر وکارسازتر بوده بطوریکه ساکنان محله در صورت مشاهده تخریب ویا ازبین رفتن منایع محلی به جنگ وستیز یا مقاومت می پرداختند .

¢    اما امروزه این وابستگی ها به طور چشمگیر درکلان شهرها به دلیل زیر در حال ازبین رفتن است :

¢    1-ورود تکنولوژِی های نوین ارتباطی واطلاعاتی (ict واینترنت )وابزارهای رسانه ای شبیه شبکه های ماهواره ای

¢    2- ورود تکنولوژی اتومبیل وسایر مسایل حمل ونقل عمومی

¢    3-فاصله محل زندگی (سکونت)و محل کار

¢    4-ناپایداری وگذرابودن ارتباطات مردم با یکدیگر

¢    n.ramezani@ymail.com

¢    5-نفوذ پذیری مرزهای محله بدلیل الزامات شهری نظیر پل واتوبان از یک محله

¢     6-مهاجرت واقامت ناپایدار در یک محله

¢    7-تغییر ماهیت بازار وانفجار در تنوع مصرف گرایی وتولید

¢    8-ونهایتا کاهش تعلق خاطر محله ای وبروز پدیده های ناهنجاری اجتماعی همچون وندالیسم

¢    البته به نظر می رسد با سازوکارهایی می توان دوباره این وابستگی ها احیاءکرد واز برای شکوفایی وآبادانی محله بهره جست .همین فعالیتی که شهری تهران با تشکیل مدیریت محله آغاز کرده زمینه ساز حس تعلق خاطر به محله وزایش فرهنگ محله ایست .

¢    مشخصه های محله :

¢    1- محله دارای سابقه تاریخی است .

¢    2- محله دارای فضا های عمومی وباز برای ظهورخلاقیت های فرهنگی واجتماعی است.

¢    3-محله دارای نمادها  وزیر ساختهای خاص خود است .

¢    4-امکان اعمال نظر ونظارت عمومی محله وجوددارد .

¢    5-درساکنان محله احساس مالکیت وجود دارد .

¢    6-تعلق اجتماعی در محله وجود دارد.

¢    7-در محله انسجام پیوستگی وجود دارد.

¢    9-در محله آرامش ،امنیت وآزادی وجود دارد.

¢    8-توانایی شناخت وحل مسایل محله در حیطه قدرت افراد محله است.

¢    -با نظام های اقتصادی –فرهنگی –اجتماعی وسیاسی شهر پیوند دارد.

¢    11-هنجارهای خاص در محله حاکم است.

¢    مهمترین عوامل تشکیل دهنده محله های شهری :

¢    1-تعاملات انسانی

¢    2-حافظه تاریخی (خاطره)

¢    3-رفتارها وهنجارها

¢    4-فرهنگ

¢    5- اقتصاد

¢    6- هنر وسلیقه

¢    n.ramezani@ymail.com

¢    امکانات ومنابع محله ای (زیر ساخت های محله ای ):

¢    از آنجا که فضاهای شهری وامکانات تخصیص یافته در هر جامعه ای ،ریشه در فرهنگ آن جامعه دارد .ازاین روامکانات زیر ساختی وفضاهای محلی می تواند بیانگر هویت محله بوده وآن را از سایر محلات متمایز کند.همچنین وجود امکانات رفاهی محله ای ،ساکنان را زا ترددهای مکرربه بیرون از محله جهت رفع نیازمندیها می رهاند.وبه تعلق آنان به محله شان می افزاید .اکنون این حس تعلق را می توان در نشستهای شورایاران واعضای هیات امنا ومدیران محلات شهر تهران مشاهده کرد .

¢    لذا می توان براساس سه روی کرد ذیل فضاها ی محله را تقسیم بندی کرد:

¢    محل رفت وآمد (راه  ، کوچه ،خیابان و.....)

¢    محل کار وتفریح (ورزشگاه ،ادارات دولتی ،موسسات خدماتی و.....)

¢    محل خدمت عمومی (مدارس ،سرای محله،مراکز خرید،پارک ،مسجد ؛کلیسا و....)

¢    n.ramezani@ymail.com

¢    -

¢    سرای محله

¢    سرای محله یکی از ابزارهای توانمندسازی و جلب مشارکت مردمی با تکیه بر رویکرد محله محور است.

¢    با تشکیل سرای محله و شورا یاری ها  وهیات امنای محلات بستر مناسبی برای بسط، تقویت و نهادینه کردن مشارکت شهروندان در عرصه مسائل مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، عمرانی، خدماتی و رفاهی فراهم گردیده است. تشکیل شورایاری های محلات در 374 محله تهران گام بلندی جهت توسعه محله­ای در این کلان‌شهر و نهادسازی و افزایش سطح تماس و مراودات میان مردم و نهادهای دولتی می باشد.

¢    اداره مسائل مختلف کلان‌شهر تهران با 22 منطقه بزرگ شهری، 130 ناحیه و 374 محله که در بیشتر اوقات مسائل محلات مختلف با یکدیگر متفاوت است، بدون مشارکت اثرگذار و سازمان یافته ساکنین محلات و  بدون حضور معنادار و پایدار شهروندان در تصمیم سازی، تصمیم گیری و بهره گیری از تمامی ظرفیت‌های مادی و معنوی آنان امکان پذیر نیست. در این راستا یکی از مأموریت‌های قانونی مهم سرای محله، جلب مشارکت شهروندان و فراهم کردن زمینه مداخله و حضور آگاهانه آنها در عرصه نیازسنجی، تصمیم سازی، برنامه ریزی، اجرا و نظارت بر مسائل مختلف مدیریت شهری است.

¢    از آثار مشارکت اجتماعی مردم، می توان گسترش تفکر محله گرایی، تحقق شعار محله محوری، تقویت هویت محله­ای، افزایش احساس تعلق به محله، افزایش وفاق و همبستگی اجتماعی در سطح محله، و در نهایت افزایش سرمایه اجتماعی در سطوح خرد، میانی و کلان، پاسخگویی شفاف مسئولین و گسترش فرآیند نظارت مردمی و حل بسیاری از مشکلات محلات توسط خود اهالی محل را نام برد.

¢    n.ramezani@ymail.com1-کوین لینج : معتقد است که به طور کلی در بررسی کلی کاربرد دقیق ارزشهای شهرنمادهای متمایز کننده  آن را به وسیله 5عامل "مرکز محله – نشانه –راه - لبه –گره- "مشخص می کنداو دربررسی مقوله معتقد است که خصوصیاتی که سیما وپیکره محله ای را تشکیل می دهد عوامل خاص آن هستند وممکن است اجزای بی شماری داشته باشد .در اغلب شهرها شباهت نمای محله به مصالحی که در آن بکاررفته –به شکل آنها –نوع تزئین –رنگشان ومهمتر از همه طرح نمای آنها از عوامل اصلی شباهت محله محسوب می شود .که در بحث تقویت هویت اجتماعی وفرهنگی وتداوم حیات اجتماعی اسنانهای ساکن محله نقش ایفا می کند به طوریکه افراد به محل سکونت خود افتخار می کنند .

¢    2-فارابی :   اودر کتاب السیاسادات المدینه به شرح انواع اجتماعات ا نسانی پرداخته به طوری کلی قایل به سه نوع جامعه است "عظمی – وسطی – صغری" این سه نوع جماعت ،جماعت کامل هستند اما اجتماعات در کوی -محله -دهات وخانه ناقص است .اما جزئی از یک اجتماع مدنی است .اجتماعات در محله به خاطر مدینه (شهر )بود .محله از اجزاءمدینه است .از نظر فارابی گسترش عدالت –عدالت محوری در محله افضل است وهر عضوی باید وظیفه اش را خوب انجام دهد تا همه به سعادت وکمال افضل خود  برسند .فارابی نظریاتی نیز درباب عدالت – همزیستی مسالمت آمیز – عهد وپیمان –نوع دوستی و....دارد که در کتاب "آراء اهل مدینه فاضله  " آمده است .

¢    n.ramezani@ymail.com

¢    3-تئوری تصمیم کبری: اینجانب معتقدم که جامعه ایرانی با مشارکت وانجام فعالیت گروهی وتسیلم رای جمع بودن را پذیرا نیست .عدم مشارکت پذیری ایرانیان وفردگرائی آنان . داستان تصمیم کبری در کتاب سوم دبستان قدیم .ایرانیان منتظرند همیشه یک نفر جلو بیفتد ونفش قهرمان را ایفا کند .

¢    به نظر می‌رسد رویکرد محله محور، با تغییر در نگرش مدیریتی در راستای تمرکز زدایی قدرت و ارتقای میزان مشارکت مردم در سطح محله، راهکاری برای برون رفت از چالش های موجود در مدیریت شهری می باشد.

¢    سرای محله راهکاری برای افزایش جلب مشارکت های مردمی جهت سهیم شدن اهالی محلات در اتخاذ تصمیمات برای بهبود و ساماندهی محیط زندگی خود، می باشد.

¢    زمانی که مردم در برنامه ریزی، ایده پردازی و اجرای طرح ها مشارکت نمایند، حضور خود را در در طرح ها احساس می کنند، خود را متولی برگزاری و پیشرفت یک طرح دانسته، این امر منجر به ارتقاء حس خودباوری و احساس مفید بودن برای محل سکونت می شود. بنابراین مردم، محله را از آن خود می دانند و  در نتیجه احساس تعلق به محله، شکل گیری هویت محله ای و افزایش مسئولیت اجتماعی افزایش خواهد یافت که در نهایت منجر به افزایش همبستگی اجتماعی می گردد.

¢    جامعه ای در سطح محله می تواند بستر مناسبی برای تمرین و آموزش عملی و کاربردی مفهوم مشارکت مردم محور باشد لذا می توان آن نتایج حاصل از این فرهنگ سازی را به سطوح میانی و کلان اجتماع تعمیم داد.

¢    پیشنهاد می­گردد، پژوهشگران و متولیان بحث های مدیریت شهری در خصوص تعیین راه های ایجاد ضمانت اجرایی جهت به ثمر نشستن طرح های محله محور و مشارکت مردمی و تبدیل حوزه ی نظری به حوزه های عملی بپردازند.

¢    پیشنهاد می­گردد آمارهای مستندی مانند سنجش میزان مشارکت­های مردمی در پروژه­های محلی و سنجش میزان نفوذ سرای محله در محلات تهیه گردد تا امکان ارزیابی صحیح و دقیقی از میزان مشارکت مردم مهیا گردد. n.ramezani@ymail.com

¢   
در اصطلاح احساس مالکیت به طرح می گویند.

¢    خرده فرهنگ:

¢    محله به صورت یک واحدفیزکی با هویت کاملامشخص اجتماعی است .صاحب نظران معتقدنددر برنامه ریزی ها لازم است روی پیوند طبقات شهری وخرده فرهنگ ها وگروههای قومی ومذهبی تاکید بیشتری صورت می گیرد .در سه چهارده دهه اخیر در اغلب شهرهای بزرگ به صورت جزیره ای دردریای خرده فرهنگ ملی جوامع وخرده فرهنگ شهری درآمدند .محلات شهر تهران می توان اکثر محلات ازیک بافت نامتجانس وناهمگون فرهنگی برخوردارند.البته هر محله شرایط خاص خودش را دارد به نظر می رسد می توان یک روستا شهر بزرگ. هرچند تغییرات سیاسی وتکنولوژی زا اعتبار ما به عنوان عامل مهم در زندگی اجتماعی وفردی کاست .

¢    تعریف فرهنگ :

¢    فرهنگ از دوواژه «فر»به معنی نیروی معنوی ،شکوه ؛عظمت؛درخشندگی و...است .جزءدوم آن»هنگ»یا سنگ وتنگ(tang)در زبان اوستایی به معنی سنگینی ،وزن؛بیرون کشیدن وبالاکشیدن است.در مجموع یعنی بیرون کشیدن استعداد ونیروی نهفته آدمی .»فرهنگ «در کتاب برهان قاطع به معنی علم ودانش،ادب ؛بزرگی و.... به طور کلی 300معنی برای فرهنگ بیان شده است .تمایز جوامع از همه دیگر به خاطر بعد فرهنگی است . n.ramezani@ymail.com

¢    فرهنگ در ادبیات غرب ،برگردان واژه کولتور فرانسوی وکالچر انگلسی است .ازنظر معنایی همگونه در فرهنگ اوستایی آمده معنی می شود .ولی در قرن 18از طریق تمثیل برای تشخیص پیشرفت فکری واجتماعی به طور عام مورد استفاده قرار گرفت .از تیلور گرفته تا فرانتس فانون ،ارسطو،ماکس وبر ،کوش و.... هرکدام معانی مختلفی از فرهنگ ارایه داده اند .اما می توان عامل مهم در همبستگی انسان را فرهنگ معرفی کرد .بنابراین فرهنگ در ایجاد محله وتوامندسازی شهرندان ساکن محله نقش مهمی ایفاءکند .

¢    (در درس برنامه ریزی  فرهنگی واجتماعی محله بیشتر به موضوع پرداخته می شود )

¢    اقتصاد :

¢    یکی از معانی اقتصاد در لغت میانه روی وپرهیز  از افراط وتفریط در هر کاری است .در آیه «واقصد فی مشیک»(لقمان .19)نیز به همین معنی آمده است .(راغب اصفهانی .672:1412)از آن نظر که اعتدال ومیانه روی در هزینه زندگی یکی از مصادق میانه روی بوده کلمه اقتصاد در باره آن زیاد بکار رفته است .علم اقتصاد یکی از شاخه های علوم اجتماعی است که افراد وسازمانها را مورد مطالعه قرار می دهد که درگیر امر تولید ،مبادله ومصرف کالا وخدمات هستند .به طور کلی اقتصاد شامل همه فعالیتها ومبادله های می شود که مربوط به معیشت وزندگی مادی انسان می شود .در حقیت مدیریت منابع در جهت برآورده ساختن نیازها وخواسته های مادی انسان را علم اقتصاد می گویند .در اینجا موضوع اقتصاد – فرهنگ ومدیریت محله به هم گره می خورند .

¢    ارسطو ،آدام اسمیت ،استوارت میل ،آلفرد مارشال ،سالواتوره ودیگران هر کدام معانی مختلفی از اقتصاد بیان کرده اند ولی موضع اصلی علم اقتصاد همین است در بالا به آن اشاره شد.

¢    n.ramezani@ymail.com

  نظرات ()
مطالب اخیر تعریف لغوی مشارکت مشارکت اجتماعی روش های تغییر و اصلاح رفتار تهیه وتنظیم :نورالدین رمضانی روشهای اصلاح تغییر رفتارکودکان سازمان ومراکز فرهنگی اصول وفنون مذاکره انواع سیستم تفاوت‌ها و امتیازها ی نظارت همگانی در نظام مردم سالاری دینی(نمونه تحقیق دانشجوی اصول و مبانی سرپرستی و مدیریت مدیریت دانش
کلمات کلیدی وبلاگ مدیریت (٥) مشارکت (۳) سازمان (۳) ارزیابی (۳) قالیباف (۳) کارافرینی (۳) محله (۳) مدیریت مشارکتی (۳) اشکور (٢) محله محوری[1]، همبستگی اجتماعی، خانه محله، مشارکت (٢) رفتار سازمانی (٢) تغییررفتار (٢) سرپرستی (٢) ارزشی (٢) روابط عمومی (٢) رمضانی (٢) مدیریت شهری (٢) اصول (٢) جامعه (٢) کابالا (٢) اسلام (٢) اقتصاد (٢) عرفان (٢) فرهنگ (٢) ارزش کارآفرینی در اسلام (٢) محله محوری[1]، همبستگ (٢) جیرکل (٢) اقتصاد فرهنگ (٢) مراکز فرهنگی (٢) رفتار شهروندی (٢) خویشتن محوری (۱) اصول اولیه (۱) اولویت بندی کارها (۱) ترانه اشکوری (۱) جراین فتنه (۱) گرمستان (۱) ساندیچ (۱) آب صلواتی (۱) سی پشت (۱) گلیه وا (۱) بوی شکلات (۱) اسلام ومدیریت مشارکتی (۱) مدرسه صالح (۱) اداره سازمان (۱) شخصیتهای کارکنان (۱) تفاوت کارکنان (۱) کسب تجربه با اشتباه در کار (۱) نطارت در اسلام (۱) ناظرین خدا (۱) اقتصاد محله (۱) فرهنگ محله (۱) تفاوت وامتیاز (۱) سیستم بسته (۱) درس سازمان (۱) اصلاح رفتار کودکان (۱) نقش فردی کودک (۱) شاخض مشارکت اجتماعی (۱) عملکردمشارکت (۱) لغوی مشارکت (۱) دانش (۱) هاشمی (۱) ایران (۱) قند (۱) خانواده (۱) دانشگاه (۱) موسیقی (۱) باران (۱) مجلس (۱) تحقیق (۱) شورا (۱) درخت (۱) استقلال (۱) شعر (۱) موفقیت (۱) طبیعت (۱) شهر (۱) حزب (۱) مدیریت دانش (۱) تعریف (۱) پودمانی (۱) ضرب المثل (۱) شکار (۱) سیستم (۱) امام خامنه ای (۱) استراتژیک (۱) کودکان (۱) کارآفرینی (۱) بهار (۱) تهران (۱) مدیر (۱) همبستگی (۱) آفتاب (۱) حافظ (۱) نسل (۱) مولوی (۱) اشتباه (۱) مدرسه (۱) ارزش (۱) مذاکره (۱) فرهنگسرا (۱) مدارس (۱) بسیجی (۱) الگو (۱) مولانا (۱) زمان (۱) نماز (۱) رمضان (۱) مازندران (۱) مدیریت زمان (۱) صهیونیزم (۱) دکل (۱) خلاق (۱) دعوا (۱) موفق (۱) برنج (۱) دیروز (۱) شهری (۱) فست فود (۱) دبستان (۱) سلمان هراتی (۱) جزوه (۱) تفریح (۱) کارکنان (۱) جامعه شناسی (۱) 5s (۱) سار (۱) دینی (۱) امر به معروف (۱) نهی از منکر (۱) مردم سالاری (۱) شهرداری تهران (۱) میر مسعود (۱) قاضی وپسرش (۱) ابوالفضل بیهقی (۱) بونصر (۱) زبان بیگانه (۱) جامعه شناسی شهری (۱) دامن حیا ی آفتاب (۱) جریان انحرافی (۱) شهرتهران (۱) تقدیر نامه (۱) اجتماع محلی (۱) دمینگ (۱) سواره (۱) ذهنی (۱) مدیریت مدرسه (۱) رقابت سالم (۱) تلفن همراه (۱) مبانی (۱) فن (۱) کسب وکار (۱) هدایت تحصیلی (۱) بلخی (۱) آب معدنی (۱) ایده پردازی (۱) دلربا (۱) حقوقی (۱) جلال الدین (۱) حیات طیبه (۱) براده (۱) مربیان دینی (۱) لوح (۱) درختی (۱) سوزش (۱) بازرس (۱) ریاست جمهوری (۱) مدیریت عمومی (۱) شور ایاری (۱) 18را ه (۱) کسب سود (۱) منطقه 15 (۱) مدیریت محله (۱) مروم مدار (۱) با هوشی زنان (۱) زمان تحویل پروژه (۱) محله های شهری (۱) چیستی محله (۱) نهاد محله (۱) پیشروان محلی (۱) پدر مدیریت (۱) هاپیر استار (۱) شهررداری تهران (۱) دراز مالگه (۱) افراد سازمان (۱) نظافت سازمانی (۱) ایده ی جدید (۱) سیستم باز (۱) مدیریت مشارکتی در اسلام (۱) اجتماعی وفرهنگی شهرداری تهران (۱) مشارکت اجتماعی (۱) پیاده (۱) راهبرد (۱) 5سین (۱) استبدادی (۱) روشها (۱) مسعودیه (۱) دم خروس (۱) نظارت همگانی (۱) مشارکت مذهبی (۱) باورهای دینی (۱) راهبرد دینی (۱) نیازمندان (۱) 110 (۱)
دوستان من   پرتال زیگور طراح قالب