مقاله :رویکرد محله محوری وتاثیر آن بر همبستگی اجتماعی

رویکردمحله محوری و تاثیرآن بر همبستگی اجتماعی

(نمونه موردی سرای محله کیانشهر در منطقه 15 شهرداری تهران)

 

نورالدین رمضانی :کارشناس ارشد مدیریت امور  شهری ( از دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم وتحقیقات تهران )

 

چکیده

از گذشته­های دور محله­های شهرها در شکل­دهی و سازماندهی امور شهری جایگاه ویژه داشته­اند. اهالی محله در گذشته جهت مدیریت، آبادانی(تعیین میراب)، پاکسازی و ایجاد امنیت(نگهبان محله) مشارکت می‌کردند و در تمام مسایل مربوط به محله، نقش شهروندان حایز اهمیت بود.

با تحولات سریع دوران معاصر و ورود به مرحله گذار، تغییر زیربناهای معیشتی و روابط اجتماعی، این فعالیت‌ها را در هم ریخت و به مرور این نقش از مردم برداشته شد. ساکنان محلات از هویت خاص محله خود تهی شدند. در چنین وضعیتی شهروندان خود را منفعل و جدا از محله و شهر احساس می­کردند و مسایل شهر در غیبت شهروندان اداره می­شد. روند  تفکیک شهروندان از بدنه مدیریت شهری و دور شدن آنها از کانونهای تصمیم­گیری در مورد مسایل شهر ادامه یافت تا زنگ هشدار به منظور افزایش مشارکت شهروندان در مسایل مربوط به کلانشهرهای بزرگ دنیا از جمله، کلانشهر تهران به صدا درآمد.

در حال حاضر، مدیران شهری و شهرداری‌‌ها با شرایط متغیر و پیچیده‌ایرو به رو هستند که از یک سو با افزایش انتظارات مردم برای داشتن شهری آباد و سالم همراه با وضعیت خدمات شهری مطلوب و از سوی دیگر با ایده شهر شهروند مدار مواجه­اند. از همین روی مباحث مربوط به توسعهپایدار شهری با تکیه بر مشارکت مردمی به یک مبحث کاملاً جدی در عرصه مدیریت شهریتبدیل شده است.

در مطالعه حاضر به منظور پرداختن به نقش شهروندان در اداره شهر، تجربه سرای محله ناحیه 3 در منطقه 15 شهرداری تهران را بعنوان مصداق عینی یک رابطه­ محله محور جهت افزایش مشارکت مردمی در سطح محله و همکاری با مدیریت شهری بررسی شده­است.

روش تحقیق از نوع تحلیلی_ اسنادی و با استفاده از ابزار مصاحبه عمیق جهت جمع آوری و تدقیق اطلاعات می­باشد.

 

 

کلید واژه­ها:محله محوری[1]، همبستگی اجتماعی، خانه محله، مشارکت.


 

1.  مقدمه

رشد فزاینده ابعاد شهرنشینی و شکل­گیری مقیاس­های جدیدی از شهرها در طی چند دهه اخیر موجب شده است که شهر و شهرنشینی با چالش­های نوینی مواجه گردد. به دلیل گستردگی ابعاد و تغییر در ماهیت مسائل شهری و پیچیدگی آنها، نگاهی کل نگر و توجه به ابعاد و جنبه­های مختلف مسائل شهری به منظور نیل به توسعه پایدار[2]، امری اجتناب­ناپذیر می­نماید. در این میان توجه و تاکید بر برنامه­ریزی و مدیریت شهرها، بیش از هر زمان دیگری به سطوح پایین­تر و ابعاد ملموس زندگی شهری معطوف شده است (1993،Friedman). پژوهش­ها و مطالعات زیادی در یکی دو دهه اخیر صورت گرفته است که هر یک به نوعی سیاست­گذاری، برنامه­ریزی و مدیریت شهری را از خردترین واحد شهر؛ یعنی محله، مورد مطالعه قرار داده است. (Prof. Ali Madanipour: 2003, Rutledge)

امروزه در جامعه شهری برای دستیابی به توسعه پایدار، محلات بنیادی­ترین عناصر و حلقه واسط بین شهر و شهروندان هستند. از گذشته­های دور محلات در شکل دهی و سازماندهی امور شهری جایگاه ویژه­ای داشته­اند. هر محله از طریق فراهم آوردن بنیادهای هویتی برای افراد و با در بر داشتن ویژگی­های خاص باعث می­شد ساکنان آن نوعی احساس تعلق به محلهداشته باشند و محله را از آن خود بدانند تا جایی که هر شهروند با نام محله­ای شناخته می­شد که در آن ساکن بود؛ به عبارت دیگر، محله تبدیل به خاستگاهی هویتی برای ساکنین آن می­شد. این امر باعث می­گردید که شهروندان نسبت به مسایل مختلف محله حساسیت داشته باشند و به نوعی در حل این مسایل مشارکت کنند.

 تحولات ساختاری و بروز مسائل و مشکلات اقتصادی، اجتماعی و کالبدی مانند رشد سریع شهرنشینی، مهاجرت­های روستایی لجام گسیخته به کلانشهرها و کاهش تجانس فرهنگی باعث شده است که تعاملات اجتماعی مردم در سطح محله به حداقل برسد و این خود آغاز بحران عدم وفاق و همبستگی اجتماعی است.

 در میان انبوه مهاجرانی که به حاشیه شهرهای بزرگ هجوم آورده­اند، محله در مقام خاستگاه و بنیان شکل­دهنده هویت ساکنین، قدرت تعیین کننده خود را از دست داده است.

امروزه بستر اجتماعی محلات (خصوصاً محلات فرودست شهری) از نظر سرمایه و دارایی­های نشأت گرفته از شبکه روابط ساکنین و نحوه تعامل آنها با همدیگر بسیار ضعیف و فقیر است و افراد، بیشتر از آنکه شهروند باشند باید آنها را مردم خطاب کرد؛ مردمی که به دلیل لمس تاریخ طولانی استبداد و رعیت­بودگی، مقوله­هایی از قبیل شهروند بودن، مسوول بودن، تکلیف داشتن و حقوق داشتن و تصمیم گیری را تجربه نکرده­ و با این مفاهیم نزیسته­اند. علاوه بر تاثیراتی که تاریخ مذکور بر جای گذاشته است، نبود و یا کم بودن زمینه­های مشارکت شهروندان در اداره امور شهر، آنان را به افرادی منزوی تبدیل کرده است و در عوض شکل دادن به اجتماع شهروندان بیشتر به انبوهه­ها و توده­هایی می­مانند که همیشه چشم انتظار انجام کار از سوی فرا دستان هستند. چنین بحرانی باعث شده است که مدیریت شهری نیز در مقام متولی سامان دادن به مسائل شهری، با مردمی منفعل روبرو باشد که با عدم مشارکت در فرآیندهای مدیریتی، هزینه­های کلانی را به پروژه­­های مختلف تحمیل کنند.


 

قسمتی از این مساله نیز به رویکرد مدیریت شهری برمی­گردد که زمینه­های این نوع مشارکت را فراهم نیاورده است. تاریخ مدیریت شهری در ایران نشان می­دهد که مدیران بیشتر با دید مصرف کننده به مردم نگاه می­کنند نه یک همکار.

امروزه چنین بحرانی به چالش فرا روی مدیریت شهری تبدیل شده است که می­توان برای پیشگیری از این بحران اقداماتی از قبیل فراهم آوردن زمینه­های مناسب در جهت شکل­گیری و تقویت CBOهای محله­ای در نظر گرفت؛ تا اهالی محلات فارغ از گرفتاری­های روزمره و معیشتی حاصل از زندگی شهرنشینی در کلانشهرها، تعاملات اجتماعی خود را تقویت سازند. راهکارهایی همچون سرای محله، صندوق­های خدمات مالی خرد محله-بنیان، پایگاه­های سلامت اجتماعی، پارک­های آموزش شهروندی و غیره منجر به افزایش سطح تعامل ساکنین محلات با تکیه بر توانمندی­ها و در صورت لزوم، توانمندسازی اجتماع محله­ای می­شوند و می­توانند مکانیسم­های معطوف به تقویت همبستگی و سرمایه اجتماعی شهروندان را باز آفرینی کنند.

در این راستا، مطالعه حاضر بر آن است که به صورت موردی، سرای محله کیانشهر در منطقه 15شهرداری را بررسی نموده و تاثیر آن را بر ایجاد همبستگی و افزایش مشارکت شهروندان این منطقه مورد واکاوی قرار دهد.


 

2.      روش تحقیق و جامعه آماری:

روش تحقیق حاضر از نوع اسنادی_تحلیلی است. برای دستیابی به اطلاعات از انواع روش­های کتابخانه­ای، مطالعات و بازدیدهای میدانی، مصاحبه عمیق در سطح محله و تحلیل نهادی در محدوده ناحیه 3 منطقه 15 شهرداری تهران استفاده شده است.

1-2. محدوده مورد مطالعه:

موقعیت جغرافیایی منطقه 15، از شمال به پادگان قصر فیروزه، 45 متری آهنگ، خیابان خاوران و شوش شرقی و از غرب به خیابان فدائیان اسلام و از جنوب به خیابان دولت آباد، کوه بی‌بی شهربانو و کارخانه سیمان و از شرق به کوههای شرقی تهران و حد شرقی اراضی افسریه منتهی می­شود. ناحیه مورد مطالعه در این تحقیق، ناحیه 3 منطقه 15 شهرداری تهران می­باشد که در بخش­های بعدی مطالعه به آن پرداخته می­شود.

جدول شماره 1: مشخصات کلی منطقه 15 شهرداری تهران

 

مساحت منطقه (هکتار)

جمعیت منطقه (نفر)

تعداد خانوار

تعداد نواحی

تعداد محلات

6/3543[3]

678/694

433/169

8

20

مأخذ: وب سایت شهرداری منطقه 15 تهران:  http://region15.tehran.ir

 

نقشه شماره 1: منطقه 15 شهرداری تهران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

3.      رویکرد محله محور

 از چند دهه پیش به پایین­ترین سطح حکومت تحت عنوان «حکومت محلی» اشاره شده است (استرن؛ 2000: 121) و اکنون ناکارآمدی دیدگاه­های مبتنی بر روابط صرفاً رسمی سازمانی مشخص گردیده است. پیتر هال و اولریش فایفر در کتاب «آینده شهری قرن 21»، توسعه­ی پایدار شهری را با مفهوم «حکمرانی شهری» پیوند می­دهند و یک حکمرانی شهری مطلوب را، نوعی از حاکمیت می­دانند که پایداری را در ابعاد مختلف، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی مد نظر قرار دهد (هال و فایفر؛ 2000: 187). در این دیدگاه بر همکاری سازمان­های غیردولتی (

/ 3 نظر / 42 بازدید

سلام. این مقاله شما جایی چاپ شده؟ می خوام ازش استفاده کنم برای رفرنس دادن این مقاله مشکل دارم.

سمیه

سلام جناب آقای رمضانی.مطلبی در طول مقاله نوشته شده که تجربیات کشورهای دیگر هست.میشه بفرمایید از کجا این مطلب رو نوشتید در واقع ماخذتون رو میخوام ممنون میشم پاسخ بدید

سمیه

سلام.سوالم رو تکرار میکنم آیا از ماخذی استفاده کردید؟میخوام اطلاعات کشورهای دیگه رو نیز بدست بیارم.ممنون میشم برام پاسخ بدید یا ایمیل بفرمایید