فصل دوم کتاب اقتصاد فرهنگ در محله با رویکرد محله محوری

اقتصادِ فرهنگ در محله

((با نگاه بر مدیریت محله محورشهرتهران))

 

 

نویسندگان  :

نورالدین رمضانی

آرزو موسوی گرمستانی

 

فهرست مطالب

 

فصل اول : تعاریف، مفاهیم و مبانی اقتصاد فرهنگ

27-4

اقتصاد فرهنگ در زندگی روزمره

 

تعریف فرهنگ

 

ویژگی‎های فرهنگ

 

اقتصاد در ارتباط با فرهنگ، و اهمیت آن

 

علم اقتصاد، انواع آن و اصول مهم اقتصادی

 

توسعه فرهنگی و مبانی اقتصاد فرهنگ

 

نتیجه‎گیری

 

فصل دوم : کارآفرینی در حوزه فرهنگی و اجتماعی

 

کارآفرینی در محله

 

تعریف مفهوم کارآفرینی

 

انواع کارآفرینان و کارآفرینی در حوزه اجتماعی و فرهنگی

 

کارآفرینی فرهنگی در محله

 

توسعه اقتصاد فرهنگ محله و مراحل فرآیند کارآفرینی

 

نتیجه‎گیری

 

فصل سوم : راهکارهای جذب و گسترش درآمدهای سالم و پایدار از فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی محلی

 

درآمدزایی در اقتصاد فرهنگ

 

اقتصاد فرهنگ، مشارکت و عوامل موثر در جذب درآمد

 

کالاهای فرهنگی محله و درآمدزایی سالم و پایدار از عرضه آنها

 

انواع فعالیتهای فرهنگی در محله‎های شهر تهران

 

مشکلات ساختاری و مالی کارآفرینی در جهت جذب درآمد سالم و پایدار

 

راهکارهای رفع مشکلات، و کسب درآمد سالم و پایدار

 

نتیجه‎گیری

 

فصل چهارم : راهکارهای توانمندسازی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در سطح محله

 

توانمندسازی و توسعه فرهنگی و اجتماعی اهالی یک محله

 

تعریف توانمندسازی

 

ویژگیهای ساختاری توانمندسازی و کارکردهای آن در محله

 

زنان و ضرورت توانمندسازی آنان

 

تعریف توانمندسازی زنان

 

راهکارهای توانمندسازی در سطح محله

 

نتیجه‎گیری

 

فصل پنجم : صنایع، محصولات، کالاها و خدمات فرهنگی در سطح محله

 

صنعت فرهنگ و اقتصاد فرهنگ در ارتباط با کالاهای فرهنگی

 

صنایع و کالاهای فرهنگی در سطح محله

 

اقتصاد فرهنگ و تولید کالای فرهنگی

 

انواع مشاغل فرهنگی در سطح محله

 

ویژگیهای تولید یک کالای فرهنگی و چالشهای آن

 

نتیجه‎گیری

 

فصل ششم: برنامه‎ریزی فرهنگی اجتماعی در سطح محله

 

برنامه‎ریزی فرهنگی و اجتماعی

 

برنامه‎ریزی فرهنگی و اجتماعی: تاریخ و تعریف

 

اصول برنامه‎ریزی فرهنگی و اجتماعی در سطح محله

 

راهنمای طرح کسب و کار موفق در محله

 

نتیجه‎گیری

 

 

 

فهرست منابع

 

 

 

فصل دوم :

کارآفرینی در حوزه فرهنگی و اجتماعی

 

 

 

 

 


کارآفرینی در محله

در این فصل به مفهوم کارآفرینی[1] اشاره خواهیم کرد. به نظر ما یکی از مهمترین مباحث در حوزه اقتصاد فرهنگ و مدیریت، بحث کارآفرینی است که باید بدان توجه شود. برای توسعه اقتصاد فرهنگ یک محله، میتوان از اصول کارآفرینی استفاده کرد. کارآفرینی لزوماً به معنای طراحی شغل نیست، بلکه میتواند یک سبک زندگی باشد که در تمامی طول زندگی به افراد کمک میکند تا هم انتخابها و تصمیمهای اساسی زندگی خود را به شکلی عقلایی و منطقی بگیرند و هم به توسعه فرهنگی و اجتماعی محله خود یاری رسانند. با توجه به این ،در این فصل به تعریف مفهوم کارآفرینی اشاره خواهیم کرد ؛و ارتباط آن را هم با توسعه اقتصادی و هم با توسعه فرهنگی بیان خواهیم نمود. در ادامه بیان خواهیم کرد که چرا کارآفرینی در تهران مقوله‎ایی بسیار اساسی است و اساساً در کارآفرینی فرهنگی و اجتماعی در شهر تهران باید به چه مواردی توجه شود. در ادامه به این اشاره خواهیم نمود که ویژگیهایی را که یک فرد باید دارا باشد تا بتوان وی را کارآفرین نامید، چه مواردی هستند . همچنین از اینکه چه اهدافی را یک کارآفرین باید محقق کند، توضیح خواهیم داد. به علاوه، انواع کارآفرینان را که عبارتند :از افزارمند و فرصتگرا را شرح خواهیم داد .در ادامه به کارآفرین فرهنگی و کارآفرین اجتماعی اشاره خواهیم نمود. همچنین با توجه به اینکه بحث ما اقتصاد فرهنگ است به نقشی که یک کارآفرین فرهنگی در محله میتواند داشته باشد، اشاره خواهیم کرد. یکی از بحثهای اساسی کارآفرینی مراحل کارآفرینی است که در انتهای این فصل به 5 مرحله اساسی در کارآفرینی اشاره خواهیم نمود.

 

 

 

تعریف مفهوم کارآفرینی

پس از طرح کارآفرینی به عنوان یک روش خلاق مدیریتی برای آفرینش کسب و کارهای زودبازده از اوایل دهه 1380، جنب و جوش به نسبت گسترده‎ای در کشور برای آموزشهای مرتبط با این موضوع انجام گرفت. داوری درباره‎ی میزان اثربخشی این برنامه‎ها که از سوی وزارت کار و امور اجتماعی، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و صدا و سیما جدیتر گرفته شد، هنوز بر پایه یافته‎های معتبر چندان امکانپذیر نیست، اما به استناد شواهد پراکنده و به ویژه طرح اهمیت بومیسازی کارآفرینی، پیش‎بینی میشود که این برنامه متأسفانه تاکنون اثربخشی چشمگیری نداشته است. در حالیکه کارآفرینی در کشورهای دیگر، با برگرداندن چند اثر غربی معرفی شد، طرح مسائل کارآفرینی فرهنگی در ایران میتواند و باید پس از بررسیهای کافی و تأمل درباره‎ی سازه های نظری آن از سوی اندیشمندان و کارشناسان فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و آموزش و پرورش مورد توجه بیشتری قرار گیرد. این توجه میتواند پیش‎درآمدی برای تحولی اساسی در رابطه با کارآفرینی به عنوان زیرساخت لازم توسعه به خصوص کارآفرینی فرهنگی باشد[2].

واژه کارآفرینی در زبان فارسی واژه‎ای نو و جدید است که معنای لغوی آن شنونده یا خواننده ناآشنا به مفهوم اصلی آن را، که ترجمه کلمه انگلیسی است، به اشتباه میاندازد. این واژه اغلب در اذهان، مفهوم «اشتغال» و ارتباط مستقیم و ذاتی با کار (آن هم از نوع فیزیکی آن) را تداعی میکند، در حالیکه کارآفرینی به معنی حقیقی خود تعاریف مختلف و متنوعی هم از نظر مادی و هم غیرمادی دارد. به طور کلی میتوان گفت که طبیعتاً کارآفرینی با درصدی از ریسک همیشگی همراه است، ولی اگر بخواهیم کارآفرینی را تعریف کنیم باید بیان کرد که فراتر از مسئله ریسک و تخریب و (...، کارآفرینی در واقع فرآیند ایجاد و تأسیس کسب و کار یا سازمان جدیدی است که از طریق جستجوی فرصتها و خلاقیتهای موجود در محله شکل میگیرد که اغلب به شکلی عقلایی همچون ابزاری برای رسیدن اهداف سالم و پایدار از آنها استفاده میشود.)

پس از دهه‎ی 1970 بررسیهای انجام شده در زمینه‎ی توسعه، بیشتر بر پارامترهای اقتصادی تکیه و تأکید داشت. در این دهه مفهومی از توسعه که بازتاب‎دهنده‎ی مجموعه فراگیرتری از نیازهای جامعه است جایگزین دیدگاه محدود گذشته شد. امروزه ملاحظات فرهنگی با شتاب به درون جهان اندیشه و عمل توسعه و در ابعاد گوناگون سیاسی و اقتصادی منتقل شده است و راهبرد مردم – محور توسعه‎ی انسانی – را جایگزین راهبرد کالا در توسعه در پرتو مفاهیم انسانی      شده است که فرهنگ را از حاشیه‎ی تفکر اقتصادی به صحنه آورده است و مفاهیم توسعه‎ی اقتصادی، انسانی و فرهنگی را در نظریه‎ی جامعتری در جهان رو به توسعه مورد توجه قرار داده است. در فرآیند جدید توسعه که بهتر است آن را فرا-توسعه بخوانیم، فرهنگ خواه به عنوان یک متغیر میانجی مؤثر در پیشرفت مادی یا به عنوان عنصری در ساختار نیازها و خواستهایی که جوامع گوناگون دارند، نقشی برجسته دارد[3].

«کارآفرینی، خلاقیت و کسب و کارهای مخاطره‎آمیز، سوخت موتور اقتصاد مدرن را فراهم میکنند. اهمیت این سه عنصر نمیتواند اغراق‎آمیز باشد. کارآفرینان که در رأس کسب و کارهای مخاطره‎آمیزند، در جستجوی فرصتهایی هستند، و خلاقیتهای اغلب ابزاری برای موفقیتهای آنها تلقی میشوند. کارآفرینان به عنصر تغییر به عنوان یک پدیده معمولی مینگرند، و همیشه در جستجوی تغییر هستند، به آن واکنش نشان میدهند و از آن به عنوان یک فرصت، بهره‎برداری میکنند. کارآفرینان منابع را از حوزه هایی که بهره‎وری پایین دارند به حوزه‎هایی که دارای بهره‎وری بالاتری هستند، تغییرمکان میدهند.»[4] به شخصی که کار کارآفرینی را انجام میدهد کارآفرین[5] میگویند. اصول اساسی‎ایی که یک شخص کارآفرین باید آنها را رعایت کند تا بتواند کسب و کار خود را به شکلی موفق پایه‎ریزی کند، همان اصول علم اقتصاد هستند ؛که در فصل گذشته به آنها اشاره شد. بنابراین فرد کارآفرین باید با یک رفتار اقتصادی عقلایی کسب و کار خود را پایه‎ریزی کند.

همانگونه بیان شد کارآفرینی مترادف ایجاد اشتغال نیست. کارآفرینی در واقع فرآیند ایجاد و تأسیس کسب و کار یا سازمان جدید است، اما یکی از اثرات قابل توجه آن ایجاد اشتغال است.

کارآفرین دقیقاً چه کاری را انجام میدهد؟ به طورکلی کارآفرین در کار خود خلاقیت دارد و نوآوری میکند. از موقعیتهای اقتصادی استفاده میکند. تصمیم میگیرد و برای آینده برنامهریزی میکند و به کارها نظم می بخشد. تولید سرمایه می کند و تولیدات خود را با سود می فروشد.

چرا پرداختن به بحث کارآفرینی در تهران مقولهایی بسیار اساسی است؟

«تهران به باور بسیاری از صاحبنظران، کلانشهری بدریخت و دچار مشکلات متعددی است که فقدان یک هویت مشخص تاریخی از جمله معضلات مهم آن محسوب میگردد. اگر چه بیشترین امکانات فرهنگی و هنری کشور در تهران متمرکز است، اما ضعف و نارسایی فرهنگی در تهران کلاف سردرگمی از سایر مشکلات به ظاهر نامربوط را رقم زده است که میتوان به عدم رعایت استانداردها و معیارهای شهرنشینی در رفتارهای اجتماعی و بی توجهی غالب به معیارها و ارزشهای عمومی نظیر عدم رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی، عدم رعایت ضوابط عمومی از بناهای عمومی، عدم رعایت استانداردهای بهداشتی، محیط زیستی و ... اشاره نمود. دیدن شهروندانی که در یک شهر فاقد هویت تاریخی و فرهنگی در حال از دست دادن هویت انسانی خود هستند، منظره نامطلوبی است که علاوه بر سایر تمهیدات، نیازمند برنامه‎ریزی توسعه فرهنگی برای تهران است[6]» یکی از راههای ارتقاء و رفع مشکلات اقتصادی و فرهنگی در            شهر تهران بها دادن به کارآفرینان محله‎ای است .تا بتوانند با توسعه محله خود، تهران را به محلی مناسبتر برای سکونت خود و دیگران تبدیل کنند.

در کارآفرینی باید به تولید کالاها توجه شود. یکی از اصول در حوزه تولید کالاها بحث عرضه و تقاضا است. بنابراین یک کارآفرین باید توجه خود را معطوف به نظام بازار نماید. در شهر تهران با توجه به مشکلاتی که در زمینه شروع کسب و کار وجود دارد بسیار حیاتی است که کارآفرینان برای شروع کسب و کار خود از یک منطق علمی پیروی کنند تا آنها بتوانند کالاهای فرهنگی را با توجه به نیاز (که در فصل قبل به آن پرداخته شد) مخاطبان و همچنین مبتنی بر اصول مطلوبیت و کمیابی تولید کنند. در این شرایط یک کارآفرین فرهنگی برای بالا بردن میزان موفقیت خود باید همزمان هم از اصول اقتصادی تبعیت کند، و هم به خلاقیت و مهارتهای  فردی خود اتکا کند. کارآفرینان باید دارای ویژگیهایی باشند که عبارتند از :

  1. نوآوری

  2. خلاقیت

  3. مخاطره‎پذیری

  4. دانش فنی

  5. مسئولیت‎پذیری

  6. عکس‎العمل عقلایی نسبت به مشکلات

  7. ارتباطات موفق

  8. دارای هدف

  9. تمایل به موفقیت

به علاوه، و با توجه به موارد یاد شده، ده هدف اساسی که کارآفرینان باید آنها را محقق کنند،وجود دارد که عبارتند از:

  1. کارآفرینان افرادی هستند که خود را از دیگران متمایز می سازند.

  2. کارآفرینی موضعیابی و بهرهبرداری از فرصتهاست.

  3. کارآفرینان منابع مورد نیاز برای بهرهبرداری از فرصتها را میابند.

  4. کارآفرینان ارزش افزوده ایجاد می کنند.

  5. کارآفرینان شبکهسازان اجتماعی و مالی خوبی هستند.

  6. کارآفرینان دارای دانش عملی هستند.

  7. کارآفرینان سرمایه مالی(اقتصادی )، اجتماعی و هنری خلق میکنند.

  8. کارآفرینان مدیریت ریسک دارند.

  9. کارآفرینان در مواجهه با ناملایمات دارای قاطعیت و اراده هستند.

  10. کارآفرینی، خلاقیت و نوآوری را شامل میشود[7].

 

 

انواع کارآفرینان و کارآفرینی در حوزه اجتماعی و فرهنگی

سنخ‎شناسیهای متعددی از انواع کارآفرینان ارائه شده است که به یکی از مهمترین آنها در اینجا اشاره میکنیم. اولین صاحبنظر پیشگام در این زمینه اسمیت[8] است که دو نوع کارآفرین را مورد شناسائی قرار داده است:

  1. کارآفرینان افزارمند

  2. کارآفرینان فرصتگر

«کارآفرینان افزارمند معمولاً از زمینههای کاری یقه آبی (کارگران سطوح عملیاتی) میایند و دارای تسهیلات و تجربه مدیریتی محدودی هستند. آنها کار فنی را به کار مدیریت ترجیه میدهند. چنین کارآفرینانی نوعاً از سطح پائینی از آگاهی اجتماعی و مشارکت اجتماعی برخوردارند و مهارتهای ارتباطی متقابل شخصی پائین تر از متوسط دارند و متمایل به اجتناب از ارتباطند. این گروه از کارآفرینان معمولاً از سبک مدیریتی اتوکراتیک و یا پدرسالارانه استفاده میکنند و تفویض اختیار نمیکنند. چنین کارآفرینانی دوست ندارند ریسک کنند و معمولاً فاقد انعطاف‎پذیری و اعتماد به نفس هستند. کسب و کارهایی که بوسیله کارآفرینان صنعتگر انجام میگیرد، معمولاً برنامه‎های بلندمدت ندارد و نوعاً از رشد پائینی برخوردارند. معیار موفقیت کارآفرینان افزارمند یا صنعتگر، بیشتر رضایت مشتریان است.

{ولی} کارآفرینان فرصتگرا با سطح عالی تحصیلات و تنوع وسیعی از تجربیات کاری تشخیص داده میشوند. آنها تمایل دارند که دارای زمینههای اجتماعی طبقه متوسط باشند. چنین کارآفرینانی از سبک مدیریتی نامتمرکز استفاده میکنند و موافق با ارزیابی هستند. کارآفرینان فرصت‎طلب سطح بالایی از آگاهی اجتماعی دارند و از مشارکت اجتماعی بالایی برخوردارند[9]» اساساً هر دو نوع کارآفرین به دنبال ایجاد سرمایه هستند. این سرمایه میتواند به انواع گوناگون تقسیم شود که یکی از تقسیمات آن به قرار زیر است :

  1. سرمایه مالی (اقتصادی)

  2. سرمایه اجتماعی

  3. سرمایه فرهنگی (که سرمایه هنری بخشی از آن است)

  4. سرمایه محیطی

آنچه برای ما در حوزه اقتصاد فرهنگ مبنا است، چگونگی تولید و افزایش سرمایه فرهنگی (کالاهای فرهنگی) قابل عرضه در بازار است. به چگونگی افزایش سود در حوزه فرهنگی اشاره شده است و به علاوه، باید بیان داشت که کارآفرینان فرصتگرا معمولاً در این حوزه از این توانایی برخودارند ،که سریعتر کسب و کار خود را به شکلی موفقیت‎آمیز راه‎اندازی نمایند؛ اما این بدان معنا نیست که کارآفرینان افزارمند از این قابلیت برخودار نیستند که در کوتاه‎مدت به سوددهی دست یابند. آنها نیز میتوانند با توجه به اصول کارآفرینی به ارتقای حوزه فعالیت خود بپردازند. بنابراین هر دو نوع کارآفرین میتواند در حوزه اقتصاد فرهنگ، به کارآفرین اجتماعی و فرهنگی در محله‎اشان تبدیل شوند. برای نمونه آنها میتوانند با شکل دادن شبکه‎های اجتماعی میان همنوعان خود انواع فعالیتهای اقتصادی و فرهنگی را در محله راه‎اندازی کنند. برای مثال میتوان به دوزندگی، قالیبافی، چوب‎بری جهت تولید کالاهای هنری، برپایی انواع کلاسهای هنری و فرهنگی در سطح محله مانند شعرخوانی، آموزش موسیقی، کلاسهای مذهبی، نقاشی و خطاطی، و غیره اشاره کرد.

از آنجائیکه بحث ما اقتصاد فرهنگ است، در نتیجه کارآفرینان مورد نظر ما بیشتر کارآفرینان فرهنگی و اجتماعی هستند تا کارآفرینان اقتصادی. «مفهوم کارآفرینی اجتماعی، کارآفرینی در یک زمینه اجتماعی برای سازمانهای غیرتجاری و اقتصاد اجتماعی در برمیگیرند[10]» بنابراین در اینجا دو نوع کارآفرین به بحث ما مربوط میشوند یکی از آنها همانگونه که بیان شد در حوزه اجتماعی است که باید فعالیتهای نوآورانه خود را با راه‎اندازی یک کسب و کار برای کمک به بهبود وضعیت و معیشت کسانی که فاقد توانایی لازم برای تأمین زندگی خود هستند به کار ببندند. در اینجا منظور فعالیت خیریه‎ایی نیست، بلکه هدف بهره بردن از توانائیهای افراد برای ارتقاء سطح اجتماعی، فرهنگی و معیشتی مردم محله است. توانائیهای متفاوت مدیریتی باید در یک کارآفرین اجتماعی جمع شده باشد تا وی با راه‎اندازی کسب و کار موفق، هم منجر به توسعه فردیی و هم توسعه اجتماعی محله خود شود. لطفاً توجه شود که کارآفرینی اجتماعی و فرهنگی در محله صرفاً یک شغل نیستند، بلکه این دو مورد شامل قابلیت و استعدادهای اکتسابی و انتسابی حاملانشان هستند که منجر به توسعه اجتماعی و فرهنگی محله میشوند.

همچنین کارآفرین فرهنگی که موضوع بحث ما در اقتصاد فرهنگ است اگرچه یک شغل نیست و ترویج فرهنگی آن در جامعه، ابتدا ممکن است که موجب افزایش بیکاری شود، اما در واقع موتور توسعه محسوب میشود. هر کارآفرین فرهنگی بر اساس دیدگاه، و ارزیابی که از جامعه، فرهنگ و هنر کشور، و شهر و محله خود کسب کرده است به نقاشی، خطاطی، موسیقی، صنایع دستی و هرگونه تولیدی که مرتبط با طبقه اجتماعی خود است روی میاورد. او با انجام فعالیت در این حوزه ها قصد دارد که هم به استعداد فرهنگی خود بپردازد، و ظرفیتهای محله را برای پرورش آن در محله شناسائی کند و هم از سوی دیگر بتواند باعث معرفی فرهنگ و آداب و سنن طبقه و جامعه خویش به دیگران شود. یک کارآفرین فرهنگی باید از این قابلیت برخوردار باشد که در نهایت و در اصل بتواند به عنوان یک منبع درآمد و تأمین مایحتاج و معیشت خود، خانواده و هم‎محله‎هایش از هنر و استعداد خود به بهترین شکل بهره برد.

به طور کلی میتوان بیان داشت که کارآفرینی در حوزه فرهنگ و اجتماعی در محله همزمان داشتن یک شور و شوق هم برای یک رسالت فرهنگی و اجتماعی در محله (در جهت توسعه فرهنگی و اجتماعی) و هم برخورداری از یک بینش اقتصادی مبتنی بر اصول علم اقتصاد است که به شکل واقعی اهداف توسعه فردی و جمعی را محقق میکند.

کارآفرینی فرهنگی در محله

کارآفرینی فرهنگی شخصی است دارای روحیه هنری و خلاق که این روحیه و تفکر او را به سوی تولید و ارائه محصول وامیدارد. کارآفرینی فرهنگی اگرچه یک شغل نیست و ترویج فرهنگی آن در جامعه، ابتدا ممکن است که موجب افزایش بیکاری شود، اما در واقع پایه اساسی برای توسعه جوامع محسوب میشود و بیکاریهای پنهان را در حوزه فرهنگی نه تنها آشکار و درمان میکند، بلکه با خصوصیات میانرشتهای خود باعث پیشگیری از آنها میشود. همچنین یک کارآفرین فرهنگی در ارائه راهکارهای مؤثر در حوزه های اقتصادی، صنعتی، علمی و ... میتواند به خوبی ایفاء نقش کند. در اینجا این سؤال مطرح میگردد که اگر کارآفرینی فرهنگی یک شغل نیست و اساساً کارآفرین فرهنگی صرفاً در پی ایجاد شغل نیست و نتیجه کار او نیز ممکن است بیکاری را افزایش دهد، پس کارآفرینی فرهنگی چیست؟ و کارآفرینان فردی یا سازمانی فرهنگی چه افرادی هستند؟ چرا آنها را موتور توسعه فرهنگی نامیدند؟ آیا کارآفرینی فرهنگی انواع مختلفی دارد؟ آیا ویژگیهای روان‎شناختی و جامعه‎شناختی کارآفرینان اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، صنعتی، علمی و فرهنگی با هم تفاوت دارند؟ تفاوت فرهنگ کارآفرینی و کارآفرینی فرهنگی چه میباشد؟ آیا بین حوزه های مختلف اسلامی، اقتصادی، علمی و ... در شناخت پاردایم حاکم بر کارآفرینی فرهنگی ارتباط وجود دارد؟ متأسفانه عده‎ای در کشور، کارآفرینی را به عنوان یک شغل معرفی میکنند و آنها را در کنار کارگر، مدیر، مهندس، پزشک، خلبان، وکیل، جوشکار و ... قرار میدهندو عده‎ای دیگر، آنرا شغل‎آفرینی میدانند. عده‎ای دیگر نیز کارآفرین را کسی میدانند که تنها بتواند کارگاه یا کارخانه یا شرکت را تأسیس، راه‎اندازی و مدیریت نماید و ریسک آن را متقبل شود. عده‎ای دیگر فقط صاحبان کسب و کارهای کوچک و نوآور را کارآفرین میدانند و عده‎ای شالوده کار را در عصر فراصنعتی کارآفرینی و در عصر صنعت استخدام معرفی میکنند. عده‎ای دیگر کارآفرینی را مترادف با شغل آزاد و کارآفرین را به معنی کارفرما و سرمایه‎دار تلقی میکنند. علاوه برداشتهای غلط فوق که در ایران رایج شده است، در جهان نیز وجه مشترک و بستر تمام تعاریف، تفاسیر و ابعاد مختلف کارآفرینی منحصر به کار و اقتصاد میشود. به عبارت دیگر، تاکنون کارآفرینی، در جهان تنها در حوزه کسب و کار و آنهم در بعد اقتصادی مطرح بوده است و آنجائی که از کارآفرینی اجتماعی، سیاسی و یا فرهنگی صحبت شده است، عمدتاً به معنی کشف، جذب و بهره‎برداری از فرصتهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی درآمدزا و سودآور بوده است نه صرف کارآفرینی اجتماعی، سیاسی یا فرهنگی، به عبارت دیگر، وقتی در غرب صحبت از کارآفرینی اجتماعی میشود، عمدتاً منظور این است که از طریق کسب و کار، درآمدی برای امور اجتماعی و عام‎المنفعه حاصل نمایند و یا ساختار اجتماعی، سیاسی یا فرهنگی کشورشان را برای تسهیل و حمایت از کارآفرینی اقتصادی تغییر، اصلاح یا تکمیل نمایند. در فرهنگ غرب، وقتی صحبت از کارآفرینی فرهنگی میشود، منظور این است که کسب و کار تازه‎ای در عرصه فرهنگ ایجاد کنند و یا برای افزایش فروش محصولات فرهنگی، استراتژی کارآفرینانه را به کار گیرند ... به هر حال در آن فرهنگ، هدف از کارآفرینی فرهنگی و اجتماعی یا سیاسی، تخریب خلاق در اصالت، روشها، مؤلفه‎ها و ساختار فرهنگ، اجتماع یا سیاست نیست و تقریباً هرآنچه که به این نام مطرح میشود، نهایتاً به منظور تقویت کارآفرینی اقتصادی است. اما از آنجائیکه حوزه فعالیتهای فرهنگی کارآفرینانه محدود به امور کسب و کار نمانده و به مرور این قلمرو گسترش یافته است. به عنوان نمونه کارآفرینی فرهنگی با این رویکرد، یعنی خلاقیت و نوآوری در فرهنگ جامعه و نه در محصولات فرهنگی یا به عبارت دیگر، ایجاد چیزی ارزشمند در فرهنگ جامعه و کارآفرینی اجتماعی یعنی خلاقیت و نوآوری خلاق در ساز و کارها، قوانین، عرف، عادت و رسوم یا مناسبات و روابط اجتماعی، بدین ترتیب رفتار کارآفرینان فرهنگی به طور جداگانه شناسائی، تعریف و ارتباط آن با ابعاد دیگر تطبیق داده خواهد شد[11].

تعریف دقیق کارآفرینی فرهنگی:

تعریف کارآفرینی فرهنگی عبارت است از ارزش آفرینی فرهنگی و کارآفرین فرهنگی کسی است که بتواند ارزشی را در فرهنگ جامعه خلق نماید، چه ارزش مادی و چه ارزش معنوی. بنابراین کارآفرینان فرهنگی کسانی هستند که در صدد شناسائی و رفع نیازهای فرهنگی جامعهاند و در این راه از اعتبار فرهنگی خود مایه میگذارند و برای رسیدن به هدف و مأموریت خود، هم نیاز به ازخودگذشتگی دارند و هم باید به اصول توسعه توجه کنند (البته آنها با استفاده از مبانی اقتصاد فرهنگ از این قابلیت برخوردار خواهد بود که وضعیت اقتصادی خود را نیز به شکلی عقلایی توسعه دهند). البته از روشی نو و کارآفرینانه و در ارتباط با شرایط بومی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی روز و با توجه به نیازهای نسلهای فعال جمعیت در جامعه باید این توسعه صورت گیرد. بالاخره کارآفرینان فرهنگی افرادی هستند که ارزشهای فرهنگی را در جامعه خلق، کشف و یا احیاء مینمایند. در هر صورت، هریک از کارآفرینان اجتماعی، سیاسی و فرهنگی همچون کارآفرینان اقتصادی، دائماً در جستجوی نیازها و فرصتها هستند تا از طریق خلاقیت، ریسک‎پذیری و رهبری، ارزشی را در جامعه ایجاد و خلأ یا نقصی را دفع و اصلاح نمایند. بنابراین میتوان گفت: کارآفرینی فرهنگی صرفاً یک شغل نیست که فقط در بعد اقتصادی و آنهم در حوزه کسب و کار مطرح باشد، بلکه فراتر از آن یعنی یک سبک زندگی یا یک فرهنگ است که همواره کارآفرین است و بر تمام شئونات زندگی او و دیگران نیز تأثیر میگذارد. از جهان‎بینی و ایدئولوژی و انتخاب دین وی گرفته تا انتخاب همسر، شغل و حرفه و روش انجام کارهایش در شئون مختلف زندگی میتواند شامل کارآفرینی فرهنگی شود. لذا کسی که دارای ویژگیهای کارآفرینانه فرهنگی است، الزاماً نباید وارد حوزه کسب و کار و بعد اقتصادی کارآفرینی شود. همانطور که افراد زیادی در حوزه های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی فعالیت میکنند و دارای ویژگیهای کارآفرینانه هستند، ولی صاحب کسب و کاری نیستند و یا بر عکس افراد زیادی هستند که موقعیتهای کارآفرینانه قرار دارند، یعنی صاحب کسب و کاری هستند، اما رفتار کارآفرینانه ندارند. (همزمان میتوان کارآفرین بود و کسب و کاری نداشت، و هم میتوان کارآفرین بود و دارای کسب و کار موفق بود.) لذا یک خانم خانه‎دار، یک محصل، یک نویسنده، یک خبرنگار، یک استاد دانشگاه، یک سیاستمدار، یک کارخانه‎دار، یک روحانی، یک تاجر یا یک کارگر میتواند رفتار کارآفرینانه داشته باشد یا نداشته باشد. به طور کلی میتوان گفت :کارآفرینان فرهنگی به سبک خاصی زندگی میکنند، با عینک خاصی به جهان نگاه میکنند و به روش خاصی با مسائل و مشکلات و پدیده ها برخورد میکنند. آنها یک زندگی کارآفرینانه دارند که ممکن است در این زندگی، کسب و کار کارآفرینانه ایی داشته باشند یا نداشته باشند[12]. در اینجا باید بیان داشت که به طور کلی نقش کارآفرینان فرهنگی در جامعه و محله میتواند شا

/ 1 نظر / 33 بازدید
احسان

سلام دوست عزیز وبلاگ خیلی جالبی دارید. من مطالبتون رو خواندم عالی بود. ممنون میشم به وبلاگ منم سربزنی و تبادل لینک کنیم.