نقش مدیریت استراتژیک ورفتار سازمانی در امور جاری مدرسه

 

 

 

 

 

نقش مدیریت
استراتژیک

 

ورفتارسازمانی

 در سازماندهی امور جاری  (مدرسه )

 

 

 

نورالدین رمضانی

کارشناس ارشد مدیریت شهری ومدرس دانشگاه

 

 

 

 




 
 
 
 
 
 
 
 

 
 
 
 




 

 

 

 

فهرست مطالب :

 

 

 

تعریف مدیریت استراتژیک..............................................................................................ص4

 

 

مراحل مدیریت
استراتژیک................................................................................................ص4

 

مزایای مدیریت استراتژیک................................................................................................ص5

 

نحوی تکامل مدیریت
استراتژیک..........................................................................................ص6

 

موضوع مدیریت استراتژیک................................................................................................ص7

 

ضرورت مدیریت
استراتژیک................................................................................................ص8

 

فرایند مدیریت
استراتژیک..................................................................................................ص9

 

هفت خطای  مدیریت
استراتژیک...........................................................................................ص10

 

رویکردبرتر  مدیریت استراتژیک............................................................................................ص12

 

گزینه  های تصمیم گیری سازمانی ...........................................................................................ص14

 

دیدگاه فرایندی در استراتژی ..................................................................................................ص16

 

ویژگیهای  منابع
استراتژیک...................................................................................................ص18

 

مهارتهای بنیادین در مدیریت
استراتژیک.....................................................................................ص20

 

تعریف مدیریت
......................................................................................................................ص21

 

کنترل  استراتژی...................................................................................................................ص25

 

اهداف  مدیریت ارشد در مدیریت
استراتژیک.................................................................................ص27

 

مزایای مدیریت استراتژیک2......................................................................................................ص28

 

نقش مدیریت رفتارسازمانی در مدیریت
استراتژی............................................................................ص29

 

آسیب شناسی مدیریت رفتار درسازمان
..........................................................................................ص33

 

طبقه بندی انگیزه ها در محیط آموزشی
...........................................................................................ص37

 

 

عوامل بیرونی جرم وانحراف
..................................................................................................ص38

 

 

وجدان کاری .......................................................................................................................ص39

 

 

تبعیض ونقش آن در کاهش بهره وری
آموزشی
..................................................................................ص41

 

 

مشارکت وتصمیم گیری
................................................................................................................ص42

 

 

نتیجه گیری
.............................................................................................................................ص47

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تعریف مدیریت
استراتژیک چیست؟



    مدیریت استراتژیک مجموعه
تصمیم ها و اقدامات مدیریتی است که عملکرد بلند مدت یک شرکت را تعیین می کند.    

مدیریت استراتژیک عبارت است از بررسی محیطی (هم محیط خارجی و هم محیط داخلی) تدوین
استراتژی، اجرای استراتژی، ارزیابی و کنترل. بنابراین مدیریت استراتژیک بر نظارت و
ارزیابی بر فرصت ها و تهدیدهای خارجی در سایه توجه به نقاط قوت و ضعف یک شرکت
تأکید دارد.

مراحل مدیریت استراتژیک چیست؟



فرآیند
مدیریت استراتژیک در بر گیرنده سه مرحله می شود:



۱) تدوین استراتژی ها



۲) اجرای استراتژی ها



۳) ارزیابی استراتژی ها



مقصود از تدوین استراتژی این است که مأموریت مدرسه یا شرکت
تعیین شود. شناسایی عواملی که در محیط خارجی، مدرسه وسازمان را تهدید می کنند یا فرصت هایی را
به وجود می آورند. شناسایی نقاط قوت و ضعف داخلی مدرسه وسازمان، تعیین هدف های بلند
مدت، در نظر گرفتن استراتژی های گوناگون و انتخاب استراتژی های خاص جهت ادامه فعالیت.

اجرای استراتژی ها ایجاب می کند که (مدرسه )سازمان هدف های سالانه در نظر بگیرد،
سیاست ها را تعیین کند، در کارکنان انگیزه ایجاد کند و منابع را به گونه ای تخصیص
دهد که استراتژی های تدوین شده به اجرا در آید.


ارزیابی
استراتژی ها بدان سبب باید استراتژیهای را مورد ارزیابی قرار داد که
موفقیت امروز
نمی تواند موفقیت فردا را تضمین نماید. موفقیت همیشه موجب بروز مسائل
جدید و
گوناگون می شود، مدرسه ،موسسه آموزشی ویا هر سازمانی که به وضع کنونی
خود بسنده نماید یا دچار تکبر شود محکوم به فنا خواهد بود.

 

 

 



مزایای مدیریت استراتژیک چیست؟



مدیریت استراتژیک به مدرسه و سازمان این امکان را
می دهد که به شیوه ای خلاق و نوآور عمل کند و برای شکل دادن به آینده خود به صورت
انفعالی عمل نکند. این شیوه مدیریت باعث می شود که مدرسه ،کادر مدرسه و سازمان
دارای
ابتکار عمل باشد و فعالیت هایش به گونه ای درآید که اعمال نفوذ نماید
و بدین گونه
سرنوشت خود را رقم بزند و آینده را تحت کنترل درآورد.



ویژگی های مدیریتاستراتژیک چیست؟

مدیریت استراتژیک، ویژگی هایی را که مدیریت کلی داراست در بر می گیرد، اما متفاوت
از این ویژگی ها، از یک سری خصوصیات که مختص مدیریت استراتژیک است می توان بحث کرد.

- 1قبل از هر چیز مدیریت استراتژیک یک وظیفه مدیریتی عالی وبلند پایه) است:
مدیریت استراتژیک چون بطور کامل توجه اش به  آینده سازمان بوده و سعی در مشخص کردن مسیر
فعالیت مدرسه ،محیط آموزشی وسازمان میباشد ، بدان جهت وظیفه اصلی مدیران بلند پایه است.



۲- معطوف به آینده بوده
و به هدفهای بلند مدت سازمان مربوط است: به این می اندیشد که در
افق زمانی مشخص شده سازمان چه خواهد شد و برای گرفتن این نتایج چه کارهایی را باید
انجام داد.



۳- مدیریت استراتژیک
سازمان(مدرسه ) را به صورت یک سیستم باز می نگرد:
سازمانها با محیطی که در آن قرار دارند در داخل با هم بستگی پیوسته داشته و در تعامل
می باشند. در محیط هر
تغییری صورت می گیرد سازمان نیز از آن تأثیر خواهد پذیرفت. بدین سبب مدیریت استرتژیک
محیط را از نزدیک تعقیب می کند.
این امر بر فعالیت آموزشی کادر مدرسه ،دبیران
وعلی الخصوص دانش آموزان تاثیر بسزایی دارد .

 

-4مدیریت استراتژیک مدیران رده پایین را
راهنمایی می کند: به عبارت دیگر مدیریت استراتژیک اهداف، تصمیم و فعالیتهایی را که
مشخص می کند در داخل سازمان تا پایین ترین سطوح برای هر کس نقطه شروع حرکت را تعیین
می کند.

 

 

 

 

 



تأثیر مدیریت استراتژیک بر عملکرد فضای آموزشی
وسازمان
 



تحقیقات نشان داده است که عملکرد سازمان هایی که به مدیریت استراتژیک
می پردازند بیشتر و
بالاتر از دیگر سازمان هاست. دست یابی به یک حلقه ارتباط مناسب بین محیط یک سازمان و
استراتژی، ساختار و فرآیندهای آن سازمان، آثار مثبتی بر عملکرد آن دارد. برای اثربخش و
مؤثر بودن، همیشه لازم نیست که مدیریت در قالب فرآیندی رسمی به اجرا درآید. شرکت های
کوچک، در عمل، ممکن است به شکل غیر رسمی و به طور نامرتب برنامه ریزی کنند.
مدیر عامل و گروهی از مدیران ارشد ممکن است به طور اتفاقی دور هم جمع شوند تا به حل
مسائل استراتژیک بپردازند و قدم های بعدی را برنامه ریزی کنند. براین اساس مدیریت
استراتژیک بر فعالیت آموزشی وایجاد تعامب با اولیاءمدرسه تاثیر شگرف دارد به گونه
ایی که ضریب اطمینان خانواده داشن آموزان به مدرسه دوچندان شده وباعث افزایش
مشارکت آنان در امور جاری وآموزشی مدرسه می گردد .



نحوه تکامل مدیریت استراتژیک چگونه است؟

 

مدیریت استراتژیک طی چهار مرحله تکامل می یابد:



مرحله ۱) برنامه ریزی مالی
اساسی:



با هدف اهمال کنترل
عملیاتی بهتر از طریق تلاش برای تأمین بودجه ها.



مرحه ۲) برنامه ریزی مبتنی بر پیش بینی:

  

با هدف برنامه ریزی مؤثرتر به منظور کمک به رشد سازمان از طریق تلاش برای پیش بینی آینده
فراتر از سال بعد.



مرحله ۳) برنامه ریزی با تأکید
بر محیط
خارجی سازمان (برنامه ریزی استراتژیک):


با هدف تأمین خواسته ها، نیازها و سلایق بازارها و موفقیت در
رقابت از طریق تلاش برای جا انداختن و اعمال تفکر استراتژیک.



مرحله ۴) مدیریت استراتژیک:

با هدف کسب مزیت رقابتی و آینده ای موفق از طریق مدیریت تمام
منابع.

 

 

 

 

مدیریت استراتژیک و
موانع آن
:



    آیا تا به حال از خود پرسیده اید که
چرا بعضی از شرکتهای بزرگ و موفق در مدت زمان کوتاهی با از دست دادن سهم بزرگی از
بازار خود به موقعیتی معمولی و حتی تاسف بار تنزل یافته اند و چرا برخی از شرکتهای
کوچک و گمنام به یکباره به جایگاههای ممتازی در صحنه رقابت بین الملل رسیده اند ؟    

آیا در این مورد فکر کرده اید که چرا برخی از موسسات، نوسانهای سیاسی،
اقتصادی، اجتماعی و... را به راحتی تحمل نموده و بر آنها غلبه می کنند و در مقابل برخی
از سازمانها طعم تلخ شکست را چشیده و از ادامه راه باز می مانند ؟ به عقیده
بسیاری از متخصصان علم مدیریت پاسخ بسیاری از این گونه سئوالات را باید در مفاهیمی به
نام «استراتژی» و «مدیریت استراتژیک» جستجو کرد. در این مقاله سعی شده است نگاهی
گذرا بر مدیریت استراتژیک و ضرورت و موانع بکارگیری آن در سازمانها داشته باشیم.

 



تعریف استراتژی و مدیریت استراتژیک :



تاکنون تعاریف
مختلف و گاهی ناسازگاری از استراتژی و مدیریت استراتژیک ارائه شده
است. به تعبیر
یکی از متخصصان مدیریت این عبارات مانند« هنر» است که وقتی آنها را می
بینیم تشخیص
دادن آنها آسان است اما وقتی در پی تعریف کردن و توضیح دادن آنیم خیلی
مشکل به نظر
می رسد با این حال در اینجا سعی شده است تا تعاریفی که جوهره کلیه
مفاهیم را دارا
باشد ارائه دهیم.


استراتژی: الگویی بنیادی از اهداف فعلی و برنامه ریزی شده، بهره برداری و تخصیص
منابع و تعاملات یک سازمان با بازارها، رقبا و دیگر عوامل محیطی است.طبق این
تعریف یک استراتژی باید سه چیز را مشخص کند:

 (۱)چه اهدافی باید محقق گردد

(۲) روی کدام صنایع، بازارها و محصولها باید تمرکز کرد

 

 

 (۳) چگونه برای بهره برداری از
فرصتها ی محیطی و مواجهه با تهدیدهای محیطی به منظور کسب یک مزیت رقابتی منابع تخصیص یابد
و چه فعالیتهایی انجام گیرد.مدیریت استراتژیک : تصمیمات و فعالیتهای یکپارچه در
جهت توسعه استراتژیهای موثر، اجرا و کنترل نتایج آنهاست.


بنابراین مدیریت استراتژیک فعالیتهای مربوط به بررسی، ارزشیابی و
انتخاب
استراتژی ها، اتخاذ هرگونه تدابیر درون و بیرون سازمانی 0مدرسه ) برای
اجرای این استراتژی ها
و در نهایت کنترل فعالیتهای انجام شده را در بر می گیرد.

 

 



ضرورت استفاده ازمدیریت استراتژیکدر فضای آموزشی و
مدارس

 



با نگاهی دقیق به مفهوم مدیریت استراتژیک می توان به ضرورت استفاده از آن پی
برد. با توجه به تغییرات محیطی که در حال حاضر شتاب زیادی به خود گرفته است و پیچیده
شدن تصمیمات سازمانی، لزوم بکارگیری برنامه ای جامع برای مواجهه با اینگونه مسائل
بیشتر از گذشته ملموس می شود. این برنامه چیزی جز برنامه استراتژیک نیست.

مدیریت استراتژیک با
تکیه بر ذهنیتی پویا، آینده نگر، جامع نگر و اقتضایی راه حل
بسیاری از مسائل سازمانهای امروزی است. پایه های مدیریت استراتژیک بر اساس میزان درکی
است که مدیران از شرکتهای رقیب، بازارها، قیمتها، عرضه کنندگان مواد اولیه، توزیع
کنندگان، دولتها،
بستانکاران، سهامداران ،مراکز آموزشی ؛مدارس پیشرفته ومجهز به سیستم
هوشمند و مشتریانی که در سراسر
دنیا وجود دارند؛ قرار دارد و این عوامل تعیین کنندگان موفقیت تجاری؛اداری
وسازمانی  در دنیای امروز است. پس یکی از
مهمترین ابزارهایی که سازمانها برای حصول موفقیت در آینده می توانند از آن بهره بگیرند:

« مدیریت استراتژیک
»خواهد بود.



فرآیند مدیریت استراتژیک

 

فرآیند مدیریت استراتژیک را می توان به چهار مرحله تقسیم کرد :

الف- تحلیل وضعیت ب- تدوین استراتژی

پ- اجرای استراتژی

 ت- ارزیابی استراتژی

که این مراحل را به اختصار توضیح می دهیم :



الف- تحلیل وضعیت

۱- اهداف بلند مدت،
ماموریت
سازمان(علت وجودی و اینکه چه هستیم)، چشم انداز سازمان(چه میخواهیم
باشیم.چه تعداد دانش آموز نخبه وقبولی کنکور خواهم داشت ،تغییرات متد آموزشی مدرسه
ام فراگیر خواهد شد )


۲- تجزیه و تحلیل محیط
داخلی و قابلیتهای سازمان
(.روش علمی رسیدن به طراحی
شود و نقشه راه ترسیم شود )

۳- تجزیه و تحلیل محیط
خارجی(مدارس رقیب شناسایی شوند-رصد وضعیت علمی ساکنین محیطی که در مدرسه درآن قرار
گرفته )

 

ب- تدوین استراتژی


در تدوین استراتژی باید ابتدا مجموعه استراتژیهای قابل استفاده را لیست کرده
و سپس با استفاده از مدلهای مختلفی که در بحثهای مدیریت استراتژیک آمده است و
با توجه به نتایج بدست آمده در تحلیل وضعیت که در مرحله اول آمده است استراتژی
برتر را انتخاب می کنیم. در این مرحله باید مدیران میانی و حتی رده پائین سازمان را
نیز مشارکت داد تا در آنها ایجاد انگیزش کند.



ج- اجرای
استراتژی



برای اجرای استراتژیها باید از دو ابزار زیر بهره گرفت:

۱- ساختار سازمانی متناسب با
استراتژیها

۲- هماهنگ سازی مهارتها،
منابع و توانمندیهای
سازمان در سطح اجرایی


۳- ایجاد فرهنگ سازمانی
متناسب با استراتژی جدید سازمان


اجرای موفقیت آمیز استراتژی به همکاری مدیران همه بخش ها و واحدهای
وظیفه ای
سازمان نیاز دارد.



د- ارزیابی استراتژی



رای تعیین حدود دستیابی به هدفها، استراتژی اجرا شده،
باید مورد کنترل و نظارت قرار گیرد.ارزیابی استراتژی شامل سه فعالیت اصولی می شود
(۱)بررسی مبانی اصلی
استراتژی های شرکت (۲)مقایسه نتیجه های مورد انتظار با نتیجه
های واقعی (۳) انجام دادن اقدامات
اصلاحی به منظور اطمینان
یافتن از این که عملکردها با برنامه های پیش بینی شده مطابقت دارند.
اطلاعاتی که از
فرایند ارزیابی استراتژی به دست می آید باید به گونه ای باشد که
عملیات و اقدامات
را تسهیل نماید و باید کسانی یا واحدهایی را معرفی نماید که نیاز به
اصلاح دارند.



موانع و مشکلات طراحی برنامه های استراتژیک

 

در این زمینه اولین مشکلات عبارتند از موانع
ایجاد و توسعه روند مدیریت استراتژیک در سازمانها که این فرآیند را از بنیان و پای
بست با مشکل مواجه می سازند.دلایل گوناگونی وجود دارند که برخی از سازمانها تمایل
چندانی به ایجاد و توسعه روندهای مدیریت استراتژیک از خود نشان ندهند که مهمترین
آنها عبارتند از :

۱- عدم آگاهی مدیریت سطح
بالا نسبت به
وضعیت واقعی سازمان،مدرسه  

۲- خود فریبی مدیران سطح
بالا به طور جمعی درباره موقعیت
سازمان
؛مدرسه

۳- توجه مدیران به حفظ
وضع موجود

۴- درهم آمیختگی
دشواریهای مشترک
مدیریت سطح بالا و دشواریهای عملکرد روزانه


۵- کامیابی های گذشته  مدرسه و سازمان


۶- اشتباه تلقی کردن
هرگونه تغییر در رابطه با هر چه در گذشته در سازمان انجام گرفته است

7-  نارسایی در کاربرد وظایف فوری



هفت خطای مرگبار مدیریت استراتژیک  



یکی از پژوهشگران مدیریت استراتژیک، در مقاله ای تحت عنوان«هفت خطای
مرگبار
استراتژیک» به بیان خطاها و مشکلات رایج در زمینه اجرای استراتژی می
پردازد:



خطای مرگبار شماره ۱:

 

 استراتژی ارزش اجرا
ندارد: استراتژی ای ارزش اجرا کردن را دارد که قدرت الهام
دهی داشته باشد وبه کارکنان کمک کند تا دریابند وظایفشان چگونه با استراتژی مرتبط می
شود، به عنوان راهنمائی برای اولویت بندی تصمیمات بکار رود و در کارکنان برای
تسهیل ارتباطات ایجاد بصیرت نماید.

 

 

 



خطای مرگبار شماره2:

 

کارکنان در مورد
اینکه استراتژی چگونه اجرا خواهد شد روشن نیستند: در این مورد تعدادی موضوع مهّم
هستند که بایستی در ابتدا مشخص شوند، این موضوعات عبارتند از:


۱- اولویتها: اولویتهای
شما چیست؟

۲- جدول زمانی : اجرای
استراتژی با چه
سرعتی باید پیش برود.


۳- تأثیرات: استراتژی،
چه تأثیری بر فعالیتهای شما می
گذارد.


۴- مشارکت : چه کسانی
بایستی مشارکت داشته باشند و در چه زمانی.


۵- مخاطرات :مخاطراتی که
مانع اجرای استراتژی هستند را شناسایی و آنها را کاهش دهید.


خطای مرگبار شماره ۳:

 

 مشتریان و کارکنان
استراتژیها را به طور کامل در نیافته اند: برنامه اجرای
استراتژی باید شامل یک برنامه ارتباطات باشد که مشخص کند به چه افرادی و تا چه
اندازه باید در مورد استراتژی توضیح داده شود.

 

 

 

 

 



خطای مرگبار
شماره ۴:

 

مسئولیت اشخاص در
زمینه اجرای تغییرات نامشخص است: کارکنان (معلمان ) باید به منظور اجرای استراتژی کاملا
تفهیم شده و مسئولیتهای خاص هر یک، به آنان واگذار شود. هر چه تعداد افرادی که بطور
مستقیم در فرایند اجرا مشارکت داده می شوند بیشتر باشد بهتر است

 

 

 

 

 

 خطای مرگبار ۵:

 

مدیر عامل،مدیر مدرسه
 و مدیران ارشد هرسازمانی  به هنگام شروع اجرا، از صحنه خارج می شوند: غالبا ، سطح
علاقه مدیران ارشد پس از تدوین استراتژی و توافق بر آن کاهش می یابد. اگر کارکنان
احساس کنند که مدیریت ارشد کاملا نسبت به استراتژی متعهد نیستند، علاقه آنان
نیز کاهش می یابد.

 



خطای مرگبار ۶:

 

 عدم تشخیص موانع:

 برنامه ها هیچگاه دقیقا اجرا
نمی شوند. سازمانها (مدرسه )در یک محیط پویا و متغیر فعالیت می کنند لذا حوادث پیش بینی
نشده ممکن است در طول اجرا سر بر آورند. باید این موانع، تشخیص داده شوند و زمانی که
این بحرانها و عدم اطمینانها به وقوع می پیوندند، کارکنان باید برای ایجاد راه
حلهایی خلاقانه در جهت غلبه بر این موانع تشویق شوند.



خطای
مرگبار ۷:

 

 فراموش کردن ((کسب و
کار)): یک مخاطره دیگرعبارت است از این که تدوین و اجرای استراتژی تمام
توجه مدیران ارشد را به خود جلب نماید. و آنان فراموش کنند که کسب و کاری دارند که
باید به اداره آن بپردازند.

 



 

سه رویکرد برتر در مدیریتاستراتژیک

 



    آنچه که در نهایت از این مقاله نتیجه گیری می
توان کرد آن است که
رویکردهای سازمان صنعتی و مبتنی بر منابع هر دو بر مزیت رقابتی تمرکز
می کنند ولی
دیدگاه آنها در این که مزیت رقابتی چیست و بر چه مبنایی استوار است
تفاوت می کند.    

این مقاله سه رویکرد غالب در مدیریت استراتژیک – دیدگاه سازمان صنعتی،
دیدگاه
فرآیندی و دیدگاه مبتنی بر منابع- که تاثیر زیادی بر ادبیات این حوزه
داشته اند،
معرفی

 می کند. در ابتدا مفهوم استراتژی و نظریه‌های
اولیه استراتژی توضیح داده می
شود و در ادامه این سه رویکرد مورد تحلیل قرار می گیرد.



آنچه که در نهایت از
این مقاله نتیجه گیری می توان کرد آن است که رویکردهای سازمان آموزشی
یا صنعتی و مبتنی بر
منابع هر دو بر مزیت رقابتی تمرکز می کنند ولی دیدگاه آنها در این که
مزیت رقابتی
چیست و بر چه مبنایی استوار است تفاوت می کند. در حالی که به‌نظر می
رسد هر دو
رویکرد سازمان آموزشی ،صنعتی و مبتنی بر منابع دیدگاهی «محتوا محور»
در مدیریت استراتژیک
دارند و محتوای استراتژی مانند ویژگیهای محصول، بازارها، رقبا،
فعالیتهای سازمان،
منابع و ... را مورد توجه قرار می دهند. رویکرد مبتنی بر فرآیند در
استراتژی بر
فرآیندی که این ویژگیها و محتوا ایجاد شده و مدیریت می شود تمرکز می
کند.



تئوری
استراتژی عملکرد، شرکت را در یک محیط رقابتی توصیف می کند روملت و
همکاران در تلاشی
که جهت خلاصه کردن تاریخچه مدیریت استراتژیک انجام داده اند اشاره می
کنند که
استراتژی، نشان دهنده «مسیر و جهت‌گیری سازمانها» است. نویسندگان
اضافه می کنند که
تئوری استراتژی، شامل موضوعاتی است که ملاحظات عمده مدیران ارشد یا هر
مقام دیگری
که دلایل موفقیت یا شکست بین سازمانها را جستجو می کند در برمی‌گیرد و
رقابت، موضوع
اصلی این تئوری است. به‌دلیل وجود رقبا، لازم است .

 

 

 

 

 

 

سازمانها در مورد
انتخاب

گزینه‌های زیادی تصمیم‌گیری کنند که تعدادی از آنها نیز استراتژیک
هستند. این

انتخابها عبارتند:



▪ انتخاب اهداف اصلی سازمان



▪ انتخاب محصولات و خدماتی که سازمان باید عرضه
کند

.

▪ ‌طراحی و شکل دهی سیاستهایی که نشان می دهد شرکت چگونه خود را آماده
رقابت می کند.



▪ تعیین سطح حوزه و تنوع محصولات و خدمات



▪ ساختار سازمان، سیستم‌ها و خط‌مشی‌‌های اداری که برای تعریف و هماهنگی
کارها
استفاده می شود.



▪ تعیین نوع فعالیتهایی که شرکت می‌خواهد از حوزه انجام آنها خارج شود



▪ تصمیم‌گیری در مورد ورود به بازارهای بین‌الملل



▪ تعیین اینکه
آیا شرکت برآن است که در شرکتهای دیگر ادغام شود یا یک مشارکت تشکیل
دهد.



«پرتر» نیز با دیدگاهی مشابه روملت اذعان می کند که استراتژی، موضع‌یابی
شرکت در بازار و نحوه
بکارگیری ترکیبی از فعالیتهای منحصر بفرد سازمان را مورد توجه قرار می دهد و استراتژی‌سازی،
یک چالش سازمانی است که بستگی به هدایت و هماهنگی سطوح مختلف مدیران در
سازمان دارد.



دیدگاههای مختلف استراتژی به‌طور متنوع در ادبیات مدیریت استراتژیک
یافت می شود.

شاید به تعداد استراتژیست‌ها رویکرد استراتژی معرفی شده است.

 

 

 

 

 

ما در این مقاله بر
سه رویکرد عمده و غالب در استراتژی تمرکز خواهیم کرد: رویکرد سازمان
صنعتی، رویکرد مبتنی بر منابع و رویکرد فرایندی. در ادامه ضمن ارائه خلاصه ای از
تلاشهای استراتژیست‌های اولیه، این دیدگاهها توضیح داده می شود.

 



●‌ نظریه‌های اولیه استراتژی


استراتژیست‌های اولیه مانند، چاندلر، آنسوف و اندروز، بر تئوری‌های
استراتژی، به‌دلیل آنکه کمتر مورد توجه دیگران قرار گرفته بود تمرکز کردند.

چاندلر با جدا کردن استراتژی از ساختار سازمانی اشاره می کند، مدیرانی که تصمیمات
روزانه را از تصمیمات بلندمدت جدا می‌کنند قادرند نتایج قابل توجهی را در عملکرد
سازمانی خود به‌دست آورند. دیدگاهی مشابه این رویکرد سالها قبل توسط «سلزینک» معرفی
شده بود. وی با تفکیک کردن «سازمانها» از «موسسات» ادعا می‌کند که سازمانها صرفا
ابزاری در دست مدیران هستند در حالی که موسسات علاوه‌بر خصوصیات دیگر از ویژگیها و
شایستگیهای «متمایز» تشکیل شده‌اند. ایده مهم دیگری که در تئوریهای اولیه
استراتژی مطرح شد تمایز بین محیط و سازمان بود. «اندروز» با تاکید بر این دوگانگی اشاره
می‌کند که محیط صنعتی و چالشهای آن باید با تغییرات داخل سازمان و به‌کارگیری
منابع و شایستگیهای سازمانی تطبیق داشته باشد. در نظر او استراتژی به معنی
تحلیل فرصتها و تهدیدهای خارجی، نقاط قوت و ضعف داخلی و تطبیق این عوامل به‌منظور
فرمولی کردن استراتژی است. (فرمولی‌کردن استراتژی جدا از اجرای آن است).

 

 

«انسوف» نیز مطالعات
مفهومی بسیاری درباره استراتژی‌های تنوع‌گرایی انجام داده است.

اگرچه در تحقیقات آکادمیک می‌توان ردپایی از تئوری‌های کلاسیک سازمان را همراه با تئوری‌های
استراتژی یافت، به‌کارگیری این دو تئوری بسیار نادر است. با اینکه در دهه ۱۹۶۰ تئوری استراتژی و تئوری سازمان کاملا قابل تفکیک نبودند، در اواسط دهه ۱۹۷۰ تئوری سازمان مسیری متفاوت از استراتژی را در پیش گرفت. به‌طور کلی، تئوری‌های استراتژی
به‌عنوان یک مکتب به‌طور مجزا در حوزه‌ای جدای از حوزه تئوری سازمان توسعه یافتند
و به‌طور خاص مورد توجه کنفرانس‌ها، ژورنال‌ها، موسسات آکادمیک و... قرار گرفتند.

 

 

 

 

 

 



تئوری سازمان صنعتی


در اواخر دهه۷۰ و اوایل دهه ۸۰،
پرتر دیدگاه سازمان صنعتی را در استراتژی کسب و کار معرفی کرد.(البته
بعضی از متون
این تئوری را به میسون نسبت می دهند). وی ادعا کرد که نیروهای خارجی
صنعتی،
فعالیتهای مدیران را تحت تاثیر قرار می‌دهد و کالاهای جایگزین،
مشتریان و
عرضه‌کنندگان و همین‌طور رقبای موجود و بالقوه انتخاب عمل را برای
شرکت، تحت تاثیر
قرار می دهند. این دیدگاه مطرح می‌کند که عوامل کلیدی موفقیت محیط کسب
و کار،
تعیین‌کننده عملک

/ 0 نظر / 65 بازدید