فصل چهارم

 

 

 

 

 

 

فصل چهارم :

راهکارهای توانمندسازی اقتصادی، اجتماعی

و فرهنگی در سطح محله

 

 

 

 

 


توانمندسازی و توسعه فرهنگی و اجتماعی اهالی یک محله:

برای توسعه اجتماعی و فرهنگی اهالی یک محله یکی از بهترین کارها توانمندسازی آنهاست. راههای گوناگونی برای توانمندسازی وجود دارد، اما از آنجائیکه بحث این کتاب اقتصاد فرهنگ است و توجه اساسی بر حوزه فرهنگ و کارآفرینی فرهنگی میباشد. سعی نموده‎ایم تا هم به اصول اساسی توانمندسازی اشاره کنیم و هم به بحث توانمندسازی در نسبت با اقتصاد فرهنگ در محله.

به همین منظور در ابتدا توانمندسازی را تعریف کرده و به ویژگیهای اساسی آن اشاره خواهیم نمود. بیان خواهیم کرد که توانمندسازی منجر به تقویت حس اعتماد به نفس و مشارکت در کارمندان میشود و به طور کلی توانمند کردن منتج به یک حالت با ثبات ذهنی برای افراد خواهد شد. در ادامه به عوامل ساختار برای تغییر نگرش در کارآفرینا ن فرهنگی اشاره خواهیم نمود و نشان خواهیم داد که یکی از راهکارهای توانمندسازی در محله بهرهگیری از یک ذهن پویا، انعطافپذیر و خلاق خواهد بود. یکی از نکات اساسی در سازمانهای کارآفرینانه برای ارتقای سطح توانمندی سازمان الگوبرداری از یک ساختار شبکهای است و نه هرمی که در این فصل به تفاوت و ویژگیهای هر کدام در مقایسه با یکدیگر اشاره خواهیم نمود و نشان خواهیم داد که توسعه فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی یک بنگاه اقتصادی منوط به استفاده از ساختار شبکهای است.

در ادامه به مبحث بسیار مهم توانمندسازی زنان اشاره خواهیم نمود. و دلائل اهمیت آن را شرح خواهیم داد و در انتها به اصول توانمندسازی که به عنوان راهکارهای اساسی توانمندسازی افراد در محلات باید به کار رود اشاره خواهیم کرد.

 

 

تعریف توانمندسازی:

از توانمندسازی تعاریف زیادی ارائه شده است. اما ماحصل آنها بیان میکند ویژگی اصلی توانمندسازی عبارت است از اینکه کارفرما به کارمندهایش در انجام وظائف مرتبط با شغلشان آزادی عمل دهد. توانمندسازی عبارت است از تقویت عقاید افراد و ایجاد اعتماد به نفس در آنها نسبت به خودشان و اطرافیانشان این خصلت عبارت است از اینکه کارفرما به کارکنانش اعتماد به نفس القا کند و منجر به انتقال حس قدرت به آنها شود. در نتیجه توانمندسازی کارکنان، آنها نسبت به خودشان، و کارشان احساس مناسبی پیدا میکند و در نتیجه برای توسعه و اثربخشی فعالیتهایشان تلاش و کوشش بیشتر خواهند کرد. هر روش مدیریتی که بتواند حس استقلال افراد را بیشتر تأمین کند به این منتج خواهد شد که کارکنان احساس قدرت بیشتری در حوزه کارشان و در نهایت رضایت خاطر و کارآمدی بیشتری در آن حوزه داشته باشد. آلفرد باندورا[1]توانمندسازی را ایجاد قدرت تطابق با شرایط محیط اطراف دانسته و برای آن چهار عامل اصلی را بر میشمارد:

  1. حمایت عاطفی افراد زمانیکه درگیر انجام امور استرس زا هستند.

  2. تشویق نمودن و دادن بازخورد مثبت به آنها.

  3. معرفی نمونههایی از افراد موفق و اثربخش به آنها.

  4. کسب تجربه از طریق انجام موفقیتآمیز یک فعالیت.

آنچه در توانمندسازی از درجه اهمیت برخوردار است حالت با ثبات ذهنی است که یک فرد برای اثربخش بودن فعالیتهایش بدان نیاز دارد. بنابراین توانمندسازی را میتوان حالتی از یک ذهن متعادل و استوار دانست. کارمندی با حالت ذهنی توانمند، احساساتی شبیه موارد زیر را تجربه میکند.

  1. احساس کنترل بر نحوه اجرای کار.

  2. احساس آگاهی نسبت به محیطی که کار در آن اجرا میشود.

  3. احساس مسئولیتپذیری نسبت به نتایج کار فردی.

  4. احساس سهیم بودن در مسئولیت عملکرد واحد و سازمان.

  5. احساس برابری در دریافت پاداشهایی که مبتنی بر عملکرد فردی و جمعی میباشد.

با توجه به مطالب یاد شده میتوان توانمندسازی را اینگونه تعریف نمود: فرآیندی که در آن مدیر به کارکنان کمک میکند تا توانائی لازم را برای تصمیمگیری مستقل به دست آورند، این فرآیند نه تنها در عملکرد کارکنان بلکه در شخصیت آنها نیز مؤثر است[2]. در بحث اقتصاد فرهنگ در محله، کارآفرینان فرهنگی باید به شکلی مستقل ایده ها و طرحهای خود را به اجرا بگذارند. آنها باید از این قابلیت برخودار باشند که با مشورت، به کارگیری سیستمهای مدیریتی مناسب، چینش صحیح و منطقی اهداف، آگاهی نسبت به محیط محلی، کنترل به نحوه اجرای کار، مسئولیت‎پذیری ایده های خود را بهترین شکل ممکن اجرایی کنند.

 

 

ویژگیهای ساختاری توانمندسازی و کارکردهای آن در محله:

از جمله ابزارهای نوین برای کمک به مدیران محلی در جهت تعالی سازمانها، توانمند نمودن آنها به دانش و مهارتهای مدیریتی و ارائه آموزشهای لازم به آنهاست. یکی از موضوعاتی که موجب افزایش توان رقابتی در محله میگردد سطح کیفیت کالای فرهنگی تولیدی است. تلاش برای رسیدن به کیفیت بالاتر سازمان را قادر میسازد که رضایت مشتری را افزایش داده، در نتیجه سهم بازار و فروش و درآمد افزایش یافته و میزان خطا و دوبارهکاریها و ضایعات تولید کاهش یابد. برنامه‎های بهبود کیفیت از طریق مدیریت کیفیت منجر به ایجاد ارزش افزوده، بالا رفتن کیفیت محصول، ارتقاء درآمدها و افزایش فروش میشود. امروزه شرکتهایی موفق هستند که با توجه به پتانسیلها و توانائیهای بالقوه، آگاهانه برای عبور از بحرانها و تهدیدهای پیشرو تصمیم‎گیری نماین. شیوه های گوناگون مدیریت، افزایش بهره‎وری و کارایی و همچنین       شیوه های متفاوت بازاریابی و بهبود خدمات‎رسانی به مشتریان و ارتباط با کارکنان نیازمند بازنگری و تغییر در روشهای سنتی مدیریت است که برخی از آنها در فصل قبل مورد بحث قرار گرفت. در اینجا از جمله اقدامات پیشنهادی در ابعاد مختلف برای افزایش توانمندی کارآفرینان فرهنگی در سطح محله میتوان به موارد زیر اشاره نمود:

  1. تغییر و متنوعسازی در بهره‎وری و توجه از تمرکز بر هزینه‎ها به کارایی و فرآیندگرایی.

  2. استقرار روشهای مدرن بهره‎وری و بهبود کیفیت در تمامی فرآیندها با هدف بهبود مستمر و دائم.

  3. علمی – کاربردی شدن مدیریت نوین در بخشهای مختلف تولیدی و حذف دیدگاههای سنتی و کهنه.

  4. رعایت الزامات کیفی و زیست محیطی و استانداردهای مربوطه و اخذ گواهینامه‎های مربوطه.

  5. استقرار چرخه بهره‎وری به منظور بهره‎برداری بهینه از منابع مادی، مالی، انسانی و سرمایه.

  6. حمایت از تولیدات از مرحله سرمایه‎گذاری تا مرحله بهره‎برداری و فروش صادرات با نگرش مقررات‎زدایی و رفع موانع.

  7. کمک به توسعه و نوآوری در تولید شامل طراحی و بسته‎بندی.

  8. اخذ آموزش و مهارتهای لازم توسط مدیران و کارکنان شرکتها[3].

توانمندسازی به صورت ساختاری سه ویژگی اساسی در نگرش کارآفرینان فرهنگی در یک محله ایجاد میکند که عبارتند از :

  1. تعهد در نوآوری برای روشهای انجام کار.

  2. تغییر در مسئولیتها.

  3. تغییر در یادگیری.

توانمندسازی مستلزم تحول در نگرش کارآفرینان فرهنگی در سطح محله است. اولین ویژگی این است که این کارآفرینان از یک ذهن انعطافپذیر و پویا برخوردار میشوند تا فعالیتهای فرهنگی و اقتصادی خود را به نحو احسن انجام دهند. دوم، این افراد در حین ارتقای ذهنی و اعتماد به    ایده های خود، مسئولیت‎پذیری خود را نیز افزایش میدهند. آنها با تغییر نگرش هیچگونه        سر عنادی ندارند و طرحها و ایدههای نو را با دانش و آگاهی بالا برای بالاتر بردن میزان موفقیت در اقتصاد فرهنگ خود مورد پذیرش قرار میدهند. سومین ویژگی عبارت است از اینکه کارآفرینان فرهنگی که سعی کرده‎اند خود را به شکلی هدفمند توانمند سازند نحوه بالا بردن سطح آگاهی و دانش خود را نسبت به دیگران متفاوت کرده‎اند. در سازمانهای سنتی، افراد به طور واکنشی عمل میکردند، در صورتیکه در سازمانهای مدرن (توانمند) افراد به اقدام کارا، جستجو و حل مشکلات، خطرپذیری، ابراز نظارت و همکاری تمایل دارند. همچنین سازمانهای با افراد توانمند، مکانیزمهایی را برمیگزینند تا کارکنان موقعیت یادگیری و رشد کردن را داشته باشند که برخی از آنها عبارتند از :

  1. آموزش از طریق تعاملات گروهی.

  2. گردش شغلی.

  3. غنی سازی شغلی[4].

در صورت به کار بستن این روشها و همچنین داشتن دیدگاهی باز نسبت به موانع و مشکلات و ایده های متفاوت و حتی متضاد کارآفرینان فرهنگی در سطح محله به عنوان یک کارآفرین فرهنگی موفق خواهند شد تا کارکردهای توانمندسازی را در خود و سازمان کارآفرینی خود را ارتقاء دهند. این کارکردها برای آنها عبارتند از اینکه آنها :

 

  1. نسبت به کارها دیدگاهی مثبت دارند.

  2. دارای اعتماد به نفس هستند.

  3. ریسک‎پذیری بالایی دارند.

  4. در انجام کارها پیگیر و مصمم هستند.

  5. قابلیت انعطان و انطباق با شرایط متغیر محیطی را دارند.

  6. در کارهای گروهی پیشقدم هستند.

  7. همیشه در حال یادگیری و به دست آوردن اطلاعات نو و جدید هستند.

  8. سعی میکنند تهدیدات را به فرصت تبدیل نمایند.

  9. اعتقاد دارند که نشدنی (غیرممکن) وجود ندارد[5].

یک کارآفرین فرهنگی توانمند باید سازمانش نه  همچون یک ساختار هرمی که در شکل زیر مشخص است بلکه باید همچون یک ساختار شبکه‎ای شکل دهد. در ساختار هرمی:

  1. تصمیمات توسط افراد در رأس هرم گرفته میشود.

  2. هر شخص فقط مسئول کار خودش است.

  3. تغییر به کندی و به ندرت صورت میگیرد.

  4. مدیران نحوه انجام امور و نظارت را دیکته میکنند[6].

اما در ساختار شبکه‎ای :

  1. مشتری (ارباب رجوع) محور است.

  2. افراد برای آنچه مورد نیاز است با هم همکاری میکنند.

  3. مسئولیت، مهارتها، قدرت و کنترل تقسیم میشود.

  4. سطوح سازمانی اندک است.

  5. روی توان مدیریت تمرکز میکنند.

  6. قابلیت حفاظت از مأموریت اصلی در بازار.

  7. قدرت انعطاف در به کارگیری سرمایه.

  8. عدم اطمینان محیطی را کاهش میدهد[7].

ساختار شبکه‎ای                                                 ساختار هرمی

 

 


  •  


زنان و ضرورت توانمندسازی آنان :

عوامل متفاوتی وجه توانمندسازی زنان را از اهمیت بالایی برخوردار میکند. برخی از این عوامل عبارتند از :

  1. زنان به خاطر زن بودن بیشتر در معرض فقر قرار دارند.

  2. فقر زنان فقط جنبه اقتصادی ندارد.

  3. جنبه‎های روانی و اجتماعی فقر زنان نیز مهم هستند.

  4. برای مبارزه با فقر، توانمندی زنان و تحولات ساختاری لازم است.

یکی از گروههایی که بیشتر از دیگر گروههای اجتماعی در معرض آسیبهای اجتماعی و روانی هستند زنان سرپرست خانوار هستند. باید در زمینه‎های ذیل آنها مورد حمایت قرار گیرند تا به شکلی مستقل خود و خانواده خود را تأمین کنند:

  1. توانمندی اجتماعی

  2. توانمندی اقتصادی

  3. توانمندی روانی

بررسی عوامل انسانی و غیرانسانی مرتبط با فرآیند رشد و توسعه از جمله موضوعاتی است که دانشمندان مختلف علوم انسانی و اجتماعی به آن پرداختند و از مهمترین آنها در مبحث عوامل انسانی، بررسی نقش و اهمیت زنان است. اما آنچه که در ادبیات مربوط کمتر مورد بحث و بررسی قرار گرفته، کالبد شکافی تئوریهای ارائه شده با توجه به عامل جنسیت است ...[8]

تعریف توانمندسازی زنان :

این مفهوم در ادبیات تحقیق تعاریف متعددی دارد مفهوم توانمندسازی به معنای برتری فردی به فرد دیگر (زن بر مرد) نیست، بلکه در این مسیر ارتقای خودباوری و خوداتکایی زنان مدنظر قرار میگیرد. تعریف دیگری که از این مفهوم به دست میآید این است که مفهوم توانمندسازی به معنای بهره‎گیری از نتایج توسعه نیست، بلکه حضور فعال و مستمر زنان در اجرای برنامه توسعه است ... توانمندسازی (زنان) با توجه به تعاریف ارائه شده از طرف سازمان ملل متحد شامل پنج بخش عمده است که عبارتند از[9]:

  1.  احساس ارزش داشتن.

  2. حق مالکیت و تصمیم‎گیری.

  3. حق دسترسی به فرصتها و منابع.

  4. حق کنترل زندگی خود در داخل و بیرون از خانه.

  5. قدرت تأثیرگذاری بر جریان تغییرات اجتماعی برای به وجود آوردن نظام عادلانه اقتصادی در محدوده ملی و جهانی.

با توجه به این مبنا زنان باید به عنوان شهروندان فعال قلمداد شوند که در بعضی از تعاریف به نام کنترل شهروندی هم تعبیر میشود (که از عالیترین سطح و نوع مشارکت مطرح میشود)، و معنای تصمیم‎گیری و مشارکت در امور زندگی خانوادگی و اجتماعی است. رفاه، دسترسی، آگاهی و کنترل، معیارهای دیگری هستند که در فرآیند توانمندسازی اهمیت دارند، اما موضوع اصلی بحث این است که چه عواملی در توانمندسازی زنان مؤثرند؟ در پاسخ به این سؤال به طور ساده به فهرستی از عوامل مؤثر اشاره میشود. به طور مثال محققین اعتقاد دارند عواملی مثل دسترسی بیشتر به تحصیلات رسمی، دسترسی به منابع مالی، بهبود وضع سلامت، برخورداری از حق مالکیت قانونی، رفع تبعیض از بازار کار و نهایتاً حذف باورهای سنتی میتواند بر توانمندسازی زنان نقش مؤثری ایفا کنند[10].

 برای توضیح بیشتر مفاهیم نظری اشاره به تقسیم‎بندی جامعه‎شناسان در مورد شاخصهای تعیین‎کننده درسیستم حسابداری ثروت کشورها ضروری به نظر میرسد. در این تقسیم‎بندی شاخص هایی نظیر سرمایه طبیعی، دارائیهای تولید شده، سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی بسیار اساسی و مهم تشخیص داده شده‎اند. در حقیقت اینها شاخصهای ثروت کشورها محسوب میشوند که وجود آنها نقش مؤثری در رسیدن به اهداف توسعه دارند ... تئوری سرمایه انسانی در مقابل سرمایه فیزیکی امروزه اعتقاد دارد در کنار دارائیها و منابع طبیعی و ذخائر زیرزمینی، انسانها سرمایه هستند و با سرمایه‎گذاری برای افزایش دانش و توانمندسازی انسانها از همه زوایا میتوان تولید را افزایش داد و به رشد و توسعه نائل شد. بنابراین با تغییر دانش، نگرش و مهارت افراد، ظرفیت تولیدی افراد ارتقاء پیدا میکند وقتی ظرفیت تولید ارتقاء پیدا کند مسلماً رشد اقتصادی و توسعه اجتماعی، فرهنگی وسیاسی راحت تر اتفاق خواهد افتاد ... زنان به عنوان عامل نیروی کیفی کار در جریان بهره‎وری و تولید خالص ملی ایفای نقش مینمایند و با سرمایه‎گذاری در اطلاعات، دانشها، نگرشها و مهارتهای زنان، ارزش اوقات فراغت آنها افزایش پیدا میکند و به جای ماندن در خانه وارد بازار کار و عرصه تولید خواهند شد با مطرح نمودن زنان به عنوان شهروندان فعال و نیز مهیا نمودن این زمینه که زنان در تصمیم‎گیری و فعالیتهای اقتصادی نقش داشته باشند ... اما آنچه که بدیهی به نظر میرسد این است که مشارکت زنان در بازار کار با سرمایه‎گذاری در سرمایه انسانی مشارکت زنان در بازار کار افزایش پیدا خواهد کرد، البته لازم به توضیح است که تحلیل اقتصادی حضور زنان در بازار کار به عواملی نظیر سطح دستمزد، شرایط اجتماعی و اقتصادی خانواده و میزان دستمزد همسر هم بستگی دارد. این سه عامل میتواند در بازار و دسترسی به منابع مالی و در نتیجه در توانمندسازی زنان بسیار مؤثر باشد[11].

راهکارهای توانمندسازی درسطح محله:

اصول توانمندسازی عبارتند از :

  1. برای اجرای توانمندسازی هیچ فرمول جادویی یا دستورالعمل استانداردی وجود ندارد.

  2. توانمندسازی در خدمت یک هدف است.

  3. برای توانمندسازی باید از اصول مدیریت استفاده کرد.

  4. اعتماد داشتن به کارکنان.

  5. داشتن تعهد نسبت به همکاران.

  6. مسئولیت‎پذیری نسبت به اشتباهات.

  7. برای توانمندسازی باید از ارتباطات کارا و پویا برخوردار بود.

  8. برای توانمندسازی باید زمان گذاشت.

  9. مجهز شدن به دانش روز مرتبط با شغل.

علاوه بر اصول بالا برخی از راههای پیشنهادی ملموس (توانمند کردن) برای توسعه بنگاه اقتصادی کارآفرینان فرهنگی شامل موارد زیر میشود :

  1. طراحی صندوقهای اجتماعی و یاری گرفتن از آنها[12].

  2. استفاده از تکنولوژیهای جدید (مانند اینترنت و ...).

  3. ارتقای تعاونیهای محلی و یاری گرفتن از آنها.

  4. ارتقای مهارتهای شغلی متناسب با نیازهای بازار کار و نیز نیازهای آتی این بازار.

  5. پیشگیری از تولید فقر.

  6. بهره‎گیری از ساختار مدیریت شبکه‎ای.

  7. مشخص کردن دقیق شرح وظائف خود و کارکنان بنگاه اقتصادی.

  8. برقراری سیستم پیشنهادات مستقیم و قابل اعتماد در سطح بنگاه اقتصادی.

  9. طراحی یک سیستم پاداش موفق.

 

 

نتیجهگیری :

در این فصل به مبانی توانمندسازی که یکی از مهمترین مفاهیم در حوزه کارآفرینی و توسعه است اشاره کردیم و به طور خلاصه ویژگیهای توانمندسازی، و ارتباط آن با توسعه فرهنگی، اجتماعی، و اقتصادی در محله را بیان کردیم و نشان دادیم که اگر یک کارآفرین فرهنگی بخواهد در کار خود میزان موفقیت بالاتری را کسب کند باید کارمندان خود را توانمند سازد: یعنی به آنها اجازه تفکر دهد و همچنین به صورت تیمی امکان فعالیتهای مشارکتی را ارتقاء دهد. در اینجا به ویژگیهای ساختاری توانمندسازی اشاره نمودیم و همچنین از دو ساختار هرمی و شبکه‎ای به عنوان ساختارهای مدیریتی یاد کردیم و بیان شد که در ساختار شبکه‎ای افراد به شکل بهتری میتوانند تواناییهای خود را به منصه ظهور برسانند. در ادامه توانمندسازی زنان و میزان اهمیت آن را در شهر تهران شرح دادیم و در پایان به اصول توانمندسازی به عنوان راهکارهایی برای افزایش و ارتقای تواناییهای کارآفرینان فرهنگی و اجتماعی در سطح محله و کاهش مشکلات ساختاری آنها اشاره کردیم.


[1] Alfered Bandora

[2] رحمانپور، لقمان (1381) توانمندسازی: مفاهیم، ساختار و راهکارها، مجله توسعه مدیریت، شماره 41.

[3] خوشه چین بهار، صدیقه توانمندسازی شرکتها و اتحادیه‎های تعاونی، اداره تعاونیهای صنعتی.

[4] رحمانپور، لقمان (1381) توانمندسازی: مفاهیم، ساختار و راهکارها، مجله توسعه مدیریت، شماره 41.

[5] همان.

[6] همان.

[7] همان.

[8] یعقوبی، ولی. کارشناس ارشد مدیریت سیستمها، معاون اداره کل هماهنگی برنامه و اعتبارات معاون فنی شهرداری تهران.

[9] همان.

[10] همان.

[11]همان.

[12] نارایان، دیپا و کاترینکا، ابه (1383) طراحی صندوقهای اجتماعی، ترجمه علیرضا کاشانی، (به سفارش) مرکز تحقیقات و بررسی مسائل روستائی، سازمان تحقیقات و آموزش کشاورزی، تهران : سروستان.

/ 0 نظر / 26 بازدید